
تکنولوژی BTX چیست ؟
فاکتور فرم BTX با هدف حذف محدودیت ها و نقایص ATX برای اولین بار در همایش IDF 2003 توسط اینتل پیشنهاد شد و رفته رفته شاهد فراگیر شدن آن خواهیم بود . در این مقاله قصد داریم کیس ها و مادربردهای منطبق بر استاندارد BTX را بررسی و با مدل های ATX مقایسه کنیم .
? مقدمه ای بر BTX
Balanced Technology eXtended فاکتور فرم (Form Factor) آینده کامپیوترهای روی میزی خواهد بود. مبتکر اصلی این تکنولوژی کمپانی اینتل است و هنوز هیچ یک از کمپانی های بزرگ صنعت کامپیوتر از آن پشتیبانی نکرده اند .
فاکتور فرم هر کامپیوتر نوع کیس ، مکان قرارگیری قطعات بر روی مادربرد و مکان نصب منبع تغذیه و نوع کانکتورهای آن را مشخص میکند و به تولید کنندگان قطعات مختلف کامپیوتر اطمینان میدهد که محصول آنها با دیگر قطعات کامپیوتر سازگار است . برای مثال در استاندارد ATX ، کیس با مادربرد ATX کاملا تطبیق میکند چرا که سازنده کیس به عنوان مثال دقیقا میداند مکان پورت های ورودی / خروجی (I/O Panel) و یا شیارهای توسعه بر روی مادربرد نصب شده در داخل کیس کجا خواهد بود . همچنین تولیدکننده مادربرد نیز میداند که چه تعداد جای پیچ بر روی مادربرد خود تعبیه کند و هر یک از انها در چه مکانی قرار دهد تا در یک کیس ATX استاندارد نصب شود . فاکتور فرم علاوه بر استاندارد سازی کیس و مادربرد ، شامل منبع تغذیه کامپیوتر نیز می شود و کانکتورهای ارتباطی آن با سایر سخت افزار ها و مکان قرار گیری آن در داخل کیس را تعریف میکند .
فاکتورفرم BTX تغییرات اساسی در طراحی مادربرد و کیس ایجاد کرده است تا تهویه بهتری برای پردازنده ، چیپست مادربرد و کارت گرافیک فراهم سازد . این قطعات در طراحی جدید به صورتی چیده شده اند تا به ترتیب اهمیت در جریان هوای عبوری از داخل کیس قرار بگیرند . علاوه بر این در استاندارد BTX حداکثر فضای مفید داخل کیس استفاده شده است تا کیس ها با ابعاد کوچکتر از آنچه در دسترس ماست تولید شوند .
در فاکتور فرم BTX سیستم خنک سازی درونی کیس با یک »خنک کننده مرکزی (Thermal module) « استاندارد شده است . این خنک کننده وظیفه دارد جریان ثابتی از هوای تازه در درون کیس ایجاد کند در حالی که میزان سر وصدا (Noise) آن به حداقل رسیده است . با بهره گیری از یک جریان هوای پیوسته ، دیگر لزومی به استفاده از خنک کننده های پر سروصدا برای چیپست مادربرد یا حتی پردازنده کارت گرافیک نیست .
? سیستم خنک سازی BTX
در فاکتور فرم ATX برای تهویه هریک از قطعات مهم کامپیوتر که نیاز به خنک سازی دارند از یک خنک کننده مستقل استفاده می شود بنابر این در یک کامپیوتر مدرن ممکن است بالغ بر پنج فن قدرتمند بر روی قطعات مختلف دیده شود که هریک به نوبع خود نیاز به توان مصرفی با ارزشی دارند و سر و صدای زیادی را تولید میکنند با این فرض بخش عمده ای از توان تولیدی منبع تغذیه صرف خنک سازی فضای درونی کیس خواهد شد و توانی که به سایر قطعات میرسد محدودیتی در عملکرد و کارایی آنها ایجاد می کند .
در فاکتور فرم BTX طراحی سیستم خنک سازی به صورتی است که حداقل با دو فن قدرتمند میتوان تمام قطعات و سخت افزار هایی که نیاز به تهویه دارند را خنک ساخت . یکی از این دو فن در داخل منبع تغذیه تعبیه شده است و دیگری در « خنک کننده مرکزی » قرار دارد . بر خلاف انتظار در کامپیوتر های مبتنی بر استاندارد BTX سی.پی.یو از یک فن اختصاصی استفاده نمیکند و تهویه هدسینک (Head sink) آن اصلی ترین وظیفه «خنک کننده مرکزی » است .
در داخل کیس BTX « خنک کننده مرکزی » هوا را از منفذهای جلوی کیس به داخل هدسینک پردازنده میدمد سپس جریان هوا را به سمت چیپست مادربرد و پردازنده کارت گرافیک PCI Express هدایت میکند و سر انجام هوای گرم از پشت کیس تخلیه می شود .
برای تسهیل این روند و حداکثر استفاده از جریان هوای تولید شده طراحی مادربردهای BTX نسبت به ATX به کلی تغییر کرده است . سوکت سی.پی.یو در جلوی مادربرد قرار گرفته است تا پردازنده اولین قطعه ای باشد که توسط جریان هوای داخل کیس تهویه میشود . علاوه بر این سوکت پردازنده 45 درجه دوران یافته به طوری که یک گوشه آن درست در مقابل «خنک کننده مرکزی » قرار گیرد . با این چرخش ، هوا در هر دو طرف هدسینک پردازنده به جریان می افتد تا حرارت به صورت موثرتری جذب شده و پس از آن جریان هوای پیوسته ای به سایر قطعات برسد .
? کیس های BTX
طراحی این کیس ها با کیس های رایج ATX تفاوت های زیادی دارد مکان پورت های ورودی و خروجی و شیارهای توسعه در پشت کیس تغییر کرده اند و در جلوی کیس BTX مکانی برای نصب «خنک کننده مرکزی » تعبیه شده است این مکان به واسطه دریچه های مشبکی با هوای بیرون کیس در ارتباطات است در پشت کیس نیز درچه مشبک دیگری برای خروج جریان هوای گرم در نظر گرفته شده این دو دریچه به شیوه در مقابل هم قرار میگریند که مانع گردش جریان هوا در داخل کیس شوند . کیس های BTX در مدل های ایستاده (Tower) و خوابیده تولید خواهند شد .از نظر ظاهر کیس های ایستاده شبیه به کیس های ATX هستند با این تفاوت که مادربرد در دیواره سمت چپ کیس نصب میشود .
طراحی منحصر به فرد سیستم خنک سازی در فاکتورفرم BTX ، کیس های خوابیده را بیشتر رواج خواهد داد و کامپیوتر ها را از نظر ظاهری کوچک و جمع و جور تر می سازد .
? مادربردهای BTX
علاوه بر تغییراتی که در مکان قرار گرفتن سوکت سی.پی.یو روی مادربرد ایجاد شده است تغییرات اساسی دیگری نیز در مکان سایر اجزاء مادربرد صورت گرفته چون این مادربردها بر روی دیواره سمت چپ کیس نصب می شوند پورت های ورودی و خروجی و شکاف های توسعه از سمت چپ مادربرد در فاکتور فرم ATX با سمت راست آن تغییر مکان داده اند . مادربردهای BTX همگی مجهز به شیار های توسعه PCI Express هستند . شیار PCI Express X 16 در این مادربردها در مکانی قرار دارد که پردازنده کارت گرافیک نصب شده روی آن شیار را در جریان هوای داخل کیس قرار دهد . علاوه بر این برد کارت گرافیک همانند یک دیوار مانع پراکنده شدن جریان هوا و نفوذ آن به قسمت های پایینی کیس میشود . این طراحی مساعدت فراوانی به تولید کنندگان کارت گرافیک خواهد کرد . در حال حاضر آنها در طراحی سیستم خنک کننده پردازنده کارت گرافیکی جریان هوای گسسته داخل کیس ATX را در مد نظر قرار نمی دهند و مجبور به استفاده از یک سیستم خنک کننده پر قدرت و گران برای کارت خود هستند .
چیپست های پل شمالی و پل جنوبی این مادربرد ها با فاصله نسبتا کمی از هم به ترتیب اهمیت سمت راست پردازنده قرار گرفته اند تا پس از آن در جریان هوای تولیدی توسط «خنک کننده مرکزی» قرار گیرند .
ماژولهای حافظه در مادربردهای BTX با اینکه در مسیر اصلی جریان هوا قرار نگرفته اند با چرخش 90 درجه نسبت به وضعیت آنها در استاندارد ATX همانند کارت گرافیک دیواره ای برای جلوگیری از پراکندگی جریان هوا به وجود آورده اند همچنین نزدیکی آنها به منبع تغذیه و خنک کننده داخلی آن در تهویه تراشه های حافظه موثر هست .
بخشی از جریان هوایی که توسط « خنک کننده مرکزی» تولید میشود به زیر مادربرد هدایت می شود . این جریان هوا در تهویه اجزاء دیگر مادربرد موثر است . بخش اعظم آن به داخل هدسینک سی.پی.یو دمیده میشود و آن را خنک نگاه میدارد بخشی دیگر نیز از لبه های هدسینک سی.پی.یو به جریان هوای خروجی از داخل هدیسینک می پیوندد و به سوی هدسینک چیپست پل شمالی مادربرد هدایت میشوند تا پس از تهویه آن در مسیر خود پردازنده گرافیکی و همچنین چیپست پل جنوبی مادربرد را نیز خنک سازند و در پایان جریان هوای گرم از بالای پورت های ورودی/ خروجی در پشت کیس خارج میشود . «خنک کننده مرکزی » به دلیل استفاده از یک فن قدرتمند میتواند به تنهایی این سیکل را به گردش در آورد با این حال در پشت کیس نیز مکانی برای نصب یک فن دیگر تعبیه شده تا در کامپیوتر هایی که درجه حرارت داخل کیس زیاد است ، خارج کردن جریان هوای گرم از دریچه خروجی پشت کیس تسهیل یابد .
? انواع مادربردهای BTX
فاکتور فرم BTX مادربردها را بر حسب اندازه به سه دسته تقسیم بندی میکند BTX ، MicroBTX و PicoBTX . مادربرد های دسته BTX مادربردهای استانداردی هستند که میتوان روی آنها حداکثر امکانات جانبی و تجهیزات را پیدا کرد این مادربردها در داخل کیس های BTX ایستاده جا میگیرند
دسته MicroBTX شامل مادربردهای ارزان قیمتی است که حداقل امکانات جانبی و شیارهای توسعه را دارند و میتوان آنها را علاوه بر کیس های ایستاده BTX در کیس های خوابیده نیز جا داد .
دسته PicoBTX شامل مادربردهای ارزان قیمتی است که ویژه کاربرد خاص طراحی شده اند مصرف کنندگان عمده آنها OEM ها هستند مادربردهای این دسته بهترین گزینه برای کامپیوتر های کوچک یا SFF ( فاکتور فرم کوچک ) به شمار میروند . در کامپیوتر های کوچک فعلی استاندارد مشخصی در طراحی مادربرد رعایت نمیشود لذا مادربرد ATX یک کامپیوتر کوچک با کیس SFF سازنده دیگر سازگار نیست . کیس های PicoBTX استانداردی را برای تمام تولید کنندگان کامپیوترهای کوچک به ارمغان می آورند که به کمک آن مشکل سازگاری محصولات تولیدکنندگان مختلف با هم برطرف خواهد شد . در طراحی کیس های خوابیده PicoBTX ارتفاع تا حد ممکن کاهش یافته است . لذا در آنها درایوهای نوری باریک (Slim) که در کامپیوتر های کتابی استفاده میشوند کاربرد دارد همچنین کارت گرافیک به دلیل ارتفاع زیادش در آنها به صورت افقی بر روی یک Riser که به مادربرد متصل است سوار میشود .
? منبع تغذیه کیس های BTX
فاکتور فرم BTX هیچ تغییری در خصوصیات منبع تغذیه و کانکتور های ارتباطی آن ایجاد نکرده است و از این حیث کاملا مشابه منبع تغذیه کیس های مدرن ATX با استاندارد ATX 12 V نسخه 2.01 می باشد این استاندارد در مادربردهای ATX بر پایه چیپست های سری 900 اینتل کاربرد دارد و امروزه ما کانکتورهای متفاوت آن را بر روی مادربردهای فوق مشاهده میکنیم
عمده ترین تفاوت استاندارد جدید با منبع تغذیه های ATX که از آنها استفاده میکنیم در کانکتور ارتباطی منبع تغذیه با مادربرد است که به تعداد پین های آن 4 واحد اضافه شده . این چهار پین اضافی ولتاژ های 3.3 ولت ، 5 ولت و 12 ولت را به مادربرد ارسال می کند . اشتباه نکنید 4 پین اضافه شده به کانکتور ATX 20 pin چهار پینی 12 ولتی نیستند که مجبور به استفاده از آنها در تمام مادربردهای پنتیوم 4 هستیم . ولتاژ هایی که 4 پین اضافه شده به کانکتور ATX 24 pin برای مادربرد ارسال میکنند در کانکتور ATX 20 pin هم تعبیه شده لذا مادربردهایی که از این استاندارد بهره میبرند با کانکتور
تکنولوژی BTX چیست ؟
فاکتور فرم BTX با هدف حذف محدودیت ها و نقایص ATX برای اولین بار در همایش IDF 2003 توسط اینتل پیشنهاد شد و رفته رفته شاهد فراگیر شدن آن خواهیم بود . در این مقاله قصد داریم کیس ها و مادربردهای منطبق بر استاندارد BTX را بررسی و با مدل های ATX مقایسه کنیم .
? مقدمه ای بر BTX
Balanced Technology eXtended فاکتور فرم (Form Factor) آینده کامپیوترهای روی میزی خواهد بود. مبتکر اصلی این تکنولوژی کمپانی اینتل است و هنوز هیچ یک از کمپانی های بزرگ صنعت کامپیوتر از آن پشتیبانی نکرده اند .
فاکتور فرم هر کامپیوتر نوع کیس ، مکان قرارگیری قطعات بر روی مادربرد و مکان نصب منبع تغذیه و نوع کانکتورهای آن را مشخص میکند و به تولید کنندگان قطعات مختلف کامپیوتر اطمینان میدهد که محصول آنها با دیگر قطعات کامپیوتر سازگار است . برای مثال در استاندارد ATX ، کیس با مادربرد ATX کاملا تطبیق میکند چرا که سازنده کیس به عنوان مثال دقیقا میداند مکان پورت های ورودی / خروجی (I/O Panel) و یا شیارهای توسعه بر روی مادربرد نصب شده در داخل کیس کجا خواهد بود . همچنین تولیدکننده مادربرد نیز میداند که چه تعداد جای پیچ بر روی مادربرد خود تعبیه کند و هر یک از انها در چه مکانی قرار دهد تا در یک کیس ATX استاندارد نصب شود . فاکتور فرم علاوه بر استاندارد سازی کیس و مادربرد ، شامل منبع تغذیه کامپیوتر نیز می شود و کانکتورهای ارتباطی آن با سایر سخت افزار ها و مکان قرار گیری آن در داخل کیس را تعریف میکند .
فاکتورفرم BTX تغییرات اساسی در طراحی مادربرد و کیس ایجاد کرده است تا تهویه بهتری برای پردازنده ، چیپست مادربرد و کارت گرافیک فراهم سازد . این قطعات در طراحی جدید به صورتی چیده شده اند تا به ترتیب اهمیت در جریان هوای عبوری از داخل کیس قرار بگیرند . علاوه بر این در استاندارد BTX حداکثر فضای مفید داخل کیس استفاده شده است تا کیس ها با ابعاد کوچکتر از آنچه در دسترس ماست تولید شوند .
در فاکتور فرم BTX سیستم خنک سازی درونی کیس با یک »خنک کننده مرکزی (Thermal module) « استاندارد شده است . این خنک کننده وظیفه دارد جریان ثابتی از هوای تازه در درون کیس ایجاد کند در حالی که میزان سر وصدا (Noise) آن به حداقل رسیده است . با بهره گیری از یک جریان هوای پیوسته ، دیگر لزومی به استفاده از خنک کننده های پر سروصدا برای چیپست مادربرد یا حتی پردازنده کارت گرافیک نیست .
? سیستم خنک سازی BTX
در فاکتور فرم ATX برای تهویه هریک از قطعات مهم کامپیوتر که نیاز به خنک سازی دارند از یک خنک کننده مستقل استفاده می شود بنابر این در یک کامپیوتر مدرن ممکن است بالغ بر پنج فن قدرتمند بر روی قطعات مختلف دیده شود که هریک به نوبع خود نیاز به توان مصرفی با ارزشی دارند و سر و صدای زیادی را تولید میکنند با این فرض بخش عمده ای از توان تولیدی منبع تغذیه صرف خنک سازی فضای درونی کیس خواهد شد و توانی که به سایر قطعات میرسد محدودیتی در عملکرد و کارایی آنها ایجاد می کند .
در فاکتور فرم BTX طراحی سیستم خنک سازی به صورتی است که حداقل با دو فن قدرتمند میتوان تمام قطعات و سخت افزار هایی که نیاز به تهویه دارند را خنک ساخت . یکی از این دو فن در داخل منبع تغذیه تعبیه شده است و دیگری در « خنک کننده مرکزی » قرار دارد . بر خلاف انتظار در کامپیوتر های مبتنی بر استاندارد BTX سی.پی.یو از یک فن اختصاصی استفاده نمیکند و تهویه هدسینک (Head sink) آن اصلی ترین وظیفه «خنک کننده مرکزی » است .
در داخل کیس BTX « خنک کننده مرکزی » هوا را از منفذهای جلوی کیس به داخل هدسینک پردازنده میدمد سپس جریان هوا را به سمت چیپست مادربرد و پردازنده کارت گرافیک PCI Express هدایت میکند و سر انجام هوای گرم از پشت کیس تخلیه می شود .
برای تسهیل این روند و حداکثر استفاده از جریان هوای تولید شده طراحی مادربردهای BTX نسبت به ATX به کلی تغییر کرده است . سوکت سی.پی.یو در جلوی مادربرد قرار گرفته است تا پردازنده اولین قطعه ای باشد که توسط جریان هوای داخل کیس تهویه میشود . علاوه بر این سوکت پردازنده 45 درجه دوران یافته به طوری که یک گوشه آن درست در مقابل «خنک کننده مرکزی » قرار گیرد . با این چرخش ، هوا در هر دو طرف هدسینک پردازنده به جریان می افتد تا حرارت به صورت موثرتری جذب شده و پس از آن جریان هوای پیوسته ای به سایر قطعات برسد .
? کیس های BTX
طراحی این کیس ها با کیس های رایج ATX تفاوت های زیادی دارد مکان پورت های ورودی و خروجی و شیارهای توسعه در پشت کیس تغییر کرده اند و در جلوی کیس BTX مکانی برای نصب «خنک کننده مرکزی » تعبیه شده است این مکان به واسطه دریچه های مشبکی با هوای بیرون کیس در ارتباطات است در پشت کیس نیز درچه مشبک دیگری برای خروج جریان هوای گرم در نظر گرفته شده این دو دریچه به شیوه در مقابل هم قرار میگریند که مانع گردش جریان هوا در داخل کیس شوند . کیس های BTX در مدل های ایستاده (Tower) و خوابیده تولید خواهند شد .از نظر ظاهر کیس های ایستاده شبیه به کیس های ATX هستند با این تفاوت که مادربرد در دیواره سمت چپ کیس نصب میشود .
طراحی منحصر به فرد سیستم خنک سازی در فاکتورفرم BTX ، کیس های خوابیده را بیشتر رواج خواهد داد و کامپیوتر ها را از نظر ظاهری کوچک و جمع و جور تر می سازد .
? مادربردهای BTX
علاوه بر تغییراتی که در مکان قرار گرفتن سوکت سی.پی.یو روی مادربرد ایجاد شده است تغییرات اساسی دیگری نیز در مکان سایر اجزاء مادربرد صورت گرفته چون این مادربردها بر روی دیواره سمت چپ کیس نصب می شوند پورت های ورودی و خروجی و شکاف های توسعه از سمت چپ مادربرد در فاکتور فرم ATX با سمت راست آن تغییر مکان داده اند . مادربردهای BTX همگی مجهز به شیار های توسعه PCI Express هستند . شیار PCI Express X 16 در این مادربردها در مکانی قرار دارد که پردازنده کارت گرافیک نصب شده روی آن شیار را در جریان هوای داخل کیس قرار دهد . علاوه بر این برد کارت گرافیک همانند یک دیوار مانع پراکنده شدن جریان هوا و نفوذ آن به قسمت های پایینی کیس میشود . این طراحی مساعدت فراوانی به تولید کنندگان کارت گرافیک خواهد کرد . در حال حاضر آنها در طراحی سیستم خنک کننده پردازنده کارت گرافیکی جریان هوای گسسته داخل کیس ATX را در مد نظر قرار نمی دهند و مجبور به استفاده از یک سیستم خنک کننده پر قدرت و گران برای کارت خود هستند .
چیپست های پل شمالی و پل جنوبی این مادربرد ها با فاصله نسبتا کمی از هم به ترتیب اهمیت سمت راست پردازنده قرار گرفته اند تا پس از آن در جریان هوای تولیدی توسط «خنک کننده مرکزی» قرار گیرند .
ماژولهای حافظه در مادربردهای BTX با اینکه در مسیر اصلی جریان هوا قرار نگرفته اند با چرخش 90 درجه نسبت به وضعیت آنها در استاندارد ATX همانند کارت گرافیک دیواره ای برای جلوگیری از پراکندگی جریان هوا به وجود آورده اند همچنین نزدیکی آنها به منبع تغذیه و خنک کننده داخلی آن در تهویه تراشه های حافظه موثر هست .
بخشی از جریان هوایی که توسط « خنک کننده مرکزی» تولید میشود به زیر مادربرد هدایت می شود . این جریان هوا در تهویه اجزاء دیگر مادربرد موثر است . بخش اعظم آن به داخل هدسینک سی.پی.یو دمیده میشود و آن را خنک نگاه میدارد بخشی دیگر نیز از لبه های هدسینک سی.پی.یو به جریان هوای خروجی از داخل هدیسینک می پیوندد و به سوی هدسینک چیپست پل شمالی مادربرد هدایت میشوند تا پس از تهویه آن در مسیر خود پردازنده گرافیکی و همچنین چیپست پل جنوبی مادربرد را نیز خنک سازند و در پایان جریان هوای گرم از بالای پورت های ورودی/ خروجی در پشت کیس خارج میشود . «خنک کننده مرکزی » به دلیل استفاده از یک فن قدرتمند میتواند به تنهایی این سیکل را به گردش در آورد با این حال در پشت کیس نیز مکانی برای نصب یک فن دیگر تعبیه شده تا در کامپیوتر هایی که درجه حرارت داخل کیس زیاد است ، خارج کردن جریان هوای گرم از دریچه خروجی پشت کیس تسهیل یابد .
? انواع مادربردهای BTX
فاکتور فرم BTX مادربردها را بر حسب اندازه به سه دسته تقسیم بندی میکند BTX ، MicroBTX و PicoBTX . مادربرد های دسته BTX مادربردهای استانداردی هستند که میتوان روی آنها حداکثر امکانات جانبی و تجهیزات را پیدا کرد این مادربردها در داخل کیس های BTX ایستاده جا میگیرند
دسته MicroBTX شامل مادربردهای ارزان قیمتی است که حداقل امکانات جانبی و شیارهای توسعه را دارند و میتوان آنها را علاوه بر کیس های ایستاده BTX در کیس های خوابیده نیز جا داد .
دسته PicoBTX شامل مادربردهای ارزان قیمتی است که ویژه کاربرد خاص طراحی شده اند مصرف کنندگان عمده آنها OEM ها هستند مادربردهای این دسته بهترین گزینه برای کامپیوتر های کوچک یا SFF ( فاکتور فرم کوچک ) به شمار میروند . در کامپیوتر های کوچک فعلی استاندارد مشخصی در طراحی مادربرد رعایت نمیشود لذا مادربرد ATX یک کامپیوتر کوچک با کیس SFF سازنده دیگر سازگار نیست . کیس های PicoBTX استانداردی را برای تمام تولید کنندگان کامپیوترهای کوچک به ارمغان می آورند که به کمک آن مشکل سازگاری محصولات تولیدکنندگان مختلف با هم برطرف خواهد شد . در طراحی کیس های خوابیده PicoBTX ارتفاع تا حد ممکن کاهش یافته است . لذا در آنها درایوهای نوری باریک (Slim) که در کامپیوتر های کتابی استفاده میشوند کاربرد دارد همچنین کارت گرافیک به دلیل ارتفاع زیادش در آنها به صورت افقی بر روی یک Riser که به مادربرد متصل است سوار میشود .
? منبع تغذیه کیس های BTX
فاکتور فرم BTX هیچ تغییری در خصوصیات منبع تغذیه و کانکتور های ارتباطی آن ایجاد نکرده است و از این حیث کاملا مشابه منبع تغذیه کیس های مدرن ATX با استاندارد ATX 12 V نسخه 2.01 می باشد این استاندارد در مادربردهای ATX بر پایه چیپست های سری 900 اینتل کاربرد دارد و امروزه ما کانکتورهای متفاوت آن را بر روی مادربردهای فوق مشاهده میکنیم
عمده ترین تفاوت استاندارد جدید با منبع تغذیه های ATX که از آنها استفاده میکنیم در کانکتور ارتباطی منبع تغذیه با مادربرد است که به تعداد پین های آن 4 واحد اضافه شده . این چهار پین اضافی ولتاژ های 3.3 ولت ، 5 ولت و 12 ولت را به مادربرد ارسال می کند . اشتباه نکنید 4 پین اضافه شده به کانکتور ATX 20 pin چهار پینی 12 ولتی نیستند که مجبور به استفاده از آنها در تمام مادربردهای پنتیوم 4 هستیم . ولتاژ هایی که 4 پین اضافه شده به کانکتور ATX 24 pin برای مادربرد ارسال میکنند در کانکتور ATX 20 pin هم تعبیه شده لذا مادربردهایی که از این استاندارد بهره میبرند با کانکتور
تکنولوژی BTX چیست ؟
فاکتور فرم BTX با هدف حذف محدودیت ها و نقایص ATX برای اولین بار در همایش IDF 2003 توسط اینتل پیشنهاد شد و رفته رفته شاهد فراگیر شدن آن خواهیم بود . در این مقاله قصد داریم کیس ها و مادربردهای منطبق بر استاندارد BTX را بررسی و با مدل های ATX مقایسه کنیم .
? مقدمه ای بر BTX
Balanced Technology eXtended فاکتور فرم (Form Factor) آینده کامپیوترهای روی میزی خواهد بود. مبتکر اصلی این تکنولوژی کمپانی اینتل است و هنوز هیچ یک از کمپانی های بزرگ صنعت کامپیوتر از آن پشتیبانی نکرده اند .
فاکتور فرم هر کامپیوتر نوع کیس ، مکان قرارگیری قطعات بر روی مادربرد و مکان نصب منبع تغذیه و نوع کانکتورهای آن را مشخص میکند و به تولید کنندگان قطعات مختلف کامپیوتر اطمینان میدهد که محصول آنها با دیگر قطعات کامپیوتر سازگار است . برای مثال در استاندارد ATX ، کیس با مادربرد ATX کاملا تطبیق میکند چرا که سازنده کیس به عنوان مثال دقیقا میداند مکان پورت های ورودی / خروجی (I/O Panel) و یا شیارهای توسعه بر روی مادربرد نصب شده در داخل کیس کجا خواهد بود . همچنین تولیدکننده مادربرد نیز میداند که چه تعداد جای پیچ بر روی مادربرد خود تعبیه کند و هر یک از انها در چه مکانی قرار دهد تا در یک کیس ATX استاندارد نصب شود . فاکتور فرم علاوه بر استاندارد سازی کیس و مادربرد ، شامل منبع تغذیه کامپیوتر نیز می شود و کانکتورهای ارتباطی آن با سایر سخت افزار ها و مکان قرار گیری آن در داخل کیس را تعریف میکند .
فاکتورفرم BTX تغییرات اساسی در طراحی مادربرد و کیس ایجاد کرده است تا تهویه بهتری برای پردازنده ، چیپست مادربرد و کارت گرافیک فراهم سازد . این قطعات در طراحی جدید به صورتی چیده شده اند تا به ترتیب اهمیت در جریان هوای عبوری از داخل کیس قرار بگیرند . علاوه بر این در استاندارد BTX حداکثر فضای مفید داخل کیس استفاده شده است تا کیس ها با ابعاد کوچکتر از آنچه در دسترس ماست تولید شوند .
در فاکتور فرم BTX سیستم خنک سازی درونی کیس با یک »خنک کننده مرکزی (Thermal module) « استاندارد شده است . این خنک کننده وظیفه دارد جریان ثابتی از هوای تازه در درون کیس ایجاد کند در حالی که میزان سر وصدا (Noise) آن به حداقل رسیده است . با بهره گیری از یک جریان هوای پیوسته ، دیگر لزومی به استفاده از خنک کننده های پر سروصدا برای چیپست مادربرد یا حتی پردازنده کارت گرافیک نیست .
? سیستم خنک سازی BTX
در فاکتور فرم ATX برای تهویه هریک از قطعات مهم کامپیوتر که نیاز به خنک سازی دارند از یک خنک کننده مستقل استفاده می شود بنابر این در یک کامپیوتر مدرن ممکن است بالغ بر پنج فن قدرتمند بر روی قطعات مختلف دیده شود که هریک به نوبع خود نیاز به توان مصرفی با ارزشی دارند و سر و صدای زیادی را تولید میکنند با این فرض بخش عمده ای از توان تولیدی منبع تغذیه صرف خنک سازی فضای درونی کیس خواهد شد و توانی که به سایر قطعات میرسد محدودیتی در عملکرد و کارایی آنها ایجاد می کند .
در فاکتور فرم BTX طراحی سیستم خنک سازی به صورتی است که حداقل با دو فن قدرتمند میتوان تمام قطعات و سخت افزار هایی که نیاز به تهویه دارند را خنک ساخت . یکی از این دو فن در داخل منبع تغذیه تعبیه شده است و دیگری در « خنک کننده مرکزی » قرار دارد . بر خلاف انتظار در کامپیوتر های مبتنی بر استاندارد BTX سی.پی.یو از یک فن اختصاصی استفاده نمیکند و تهویه هدسینک (Head sink) آن اصلی ترین وظیفه «خنک کننده مرکزی » است .
در داخل کیس BTX « خنک کننده مرکزی » هوا را از منفذهای جلوی کیس به داخل هدسینک پردازنده میدمد سپس جریان هوا را به سمت چیپست مادربرد و پردازنده کارت گرافیک PCI Express هدایت میکند و سر انجام هوای گرم از پشت کیس تخلیه می شود .
برای تسهیل این روند و حداکثر استفاده از جریان هوای تولید شده طراحی مادربردهای BTX نسبت به ATX به کلی تغییر کرده است . سوکت سی.پی.یو در جلوی مادربرد قرار گرفته است تا پردازنده اولین قطعه ای باشد که توسط جریان هوای داخل کیس تهویه میشود . علاوه بر این سوکت پردازنده 45 درجه دوران یافته به طوری که یک گوشه آن درست در مقابل «خنک کننده مرکزی » قرار گیرد . با این چرخش ، هوا در هر دو طرف هدسینک پردازنده به جریان می افتد تا حرارت به صورت موثرتری جذب شده و پس از آن جریان هوای پیوسته ای به سایر قطعات برسد .
? کیس های BTX
طراحی این کیس ها با کیس های رایج ATX تفاوت های زیادی دارد مکان پورت های ورودی و خروجی و شیارهای توسعه در پشت کیس تغییر کرده اند و در جلوی کیس BTX مکانی برای نصب «خنک کننده مرکزی » تعبیه شده است این مکان به واسطه دریچه های مشبکی با هوای بیرون کیس در ارتباطات است در پشت کیس نیز درچه مشبک دیگری برای خروج جریان هوای گرم در نظر گرفته شده این دو دریچه به شیوه در مقابل هم قرار میگریند که مانع گردش جریان هوا در داخل کیس شوند . کیس های BTX در مدل های ایستاده (Tower) و خوابیده تولید خواهند شد .از نظر ظاهر کیس های ایستاده شبیه به کیس های ATX هستند با این تفاوت که مادربرد در دیواره سمت چپ کیس نصب میشود .
طراحی منحصر به فرد سیستم خنک سازی در فاکتورفرم BTX ، کیس های خوابیده را بیشتر رواج خواهد داد و کامپیوتر ها را از نظر ظاهری کوچک و جمع و جور تر می سازد .
? مادربردهای BTX
علاوه بر تغییراتی که در مکان قرار گرفتن سوکت سی.پی.یو روی مادربرد ایجاد شده است تغییرات اساسی دیگری نیز در مکان سایر اجزاء مادربرد صورت گرفته چون این مادربردها بر روی دیواره سمت چپ کیس نصب می شوند پورت های ورودی و خروجی و شکاف های توسعه از سمت چپ مادربرد در فاکتور فرم ATX با سمت راست آن تغییر مکان داده اند . مادربردهای BTX همگی مجهز به شیار های توسعه PCI Express هستند . شیار PCI Express X 16 در این مادربردها در مکانی قرار دارد که پردازنده کارت گرافیک نصب شده روی آن شیار را در جریان هوای داخل کیس قرار دهد . علاوه بر این برد کارت گرافیک همانند یک دیوار مانع پراکنده شدن جریان هوا و نفوذ آن به قسمت های پایینی کیس میشود . این طراحی مساعدت فراوانی به تولید کنندگان کارت گرافیک خواهد کرد . در حال حاضر آنها در طراحی سیستم خنک کننده پردازنده کارت گرافیکی جریان هوای گسسته داخل کیس ATX را در مد نظر قرار نمی دهند و مجبور به استفاده از یک سیستم خنک کننده پر قدرت و گران برای کارت خود هستند .
چیپست های پل شمالی و پل جنوبی این مادربرد ها با فاصله نسبتا کمی از هم به ترتیب اهمیت سمت راست پردازنده قرار گرفته اند تا پس از آن در جریان هوای تولیدی توسط «خنک کننده مرکزی» قرار گیرند .
ماژولهای حافظه در مادربردهای BTX با اینکه در مسیر اصلی جریان هوا قرار نگرفته اند با چرخش 90 درجه نسبت به وضعیت آنها در استاندارد ATX همانند کارت گرافیک دیواره ای برای جلوگیری از پراکندگی جریان هوا به وجود آورده اند همچنین نزدیکی آنها به منبع تغذیه و خنک کننده داخلی آن در تهویه تراشه های حافظه موثر هست .
بخشی از جریان هوایی که توسط « خنک کننده مرکزی» تولید میشود به زیر مادربرد هدایت می شود . این جریان هوا در تهویه اجزاء دیگر مادربرد موثر است . بخش اعظم آن به داخل هدسینک سی.پی.یو دمیده میشود و آن را خنک نگاه میدارد بخشی دیگر نیز از لبه های هدسینک سی.پی.یو به جریان هوای خروجی از داخل هدیسینک می پیوندد و به سوی هدسینک چیپست پل شمالی مادربرد هدایت میشوند تا پس از تهویه آن در مسیر خود پردازنده گرافیکی و همچنین چیپست پل جنوبی مادربرد را نیز خنک سازند و در پایان جریان هوای گرم از بالای پورت های ورودی/ خروجی در پشت کیس خارج میشود . «خنک کننده مرکزی » به دلیل استفاده از یک فن قدرتمند میتواند به تنهایی این سیکل را به گردش در آورد با این حال در پشت کیس نیز مکانی برای نصب یک فن دیگر تعبیه شده تا در کامپیوتر هایی که درجه حرارت داخل کیس زیاد است ، خارج کردن جریان هوای گرم از دریچه خروجی پشت کیس تسهیل یابد .
? انواع مادربردهای BTX
فاکتور فرم BTX مادربردها را بر حسب اندازه به سه دسته تقسیم بندی میکند BTX ، MicroBTX و PicoBTX . مادربرد های دسته BTX مادربردهای استانداردی هستند که میتوان روی آنها حداکثر امکانات جانبی و تجهیزات را پیدا کرد این مادربردها در داخل کیس های BTX ایستاده جا میگیرند
دسته MicroBTX شامل مادربردهای ارزان قیمتی است که حداقل امکانات جانبی و شیارهای توسعه را دارند و میتوان آنها را علاوه بر کیس های ایستاده BTX در کیس های خوابیده نیز جا داد .
دسته PicoBTX شامل مادربردهای ارزان قیمتی است که ویژه کاربرد خاص طراحی شده اند مصرف کنندگان عمده آنها OEM ها هستند مادربردهای این دسته بهترین گزینه برای کامپیوتر های کوچک یا SFF ( فاکتور فرم کوچک ) به شمار میروند . در کامپیوتر های کوچک فعلی استاندارد مشخصی در طراحی مادربرد رعایت نمیشود لذا مادربرد ATX یک کامپیوتر کوچک با کیس SFF سازنده دیگر سازگار نیست . کیس های PicoBTX استانداردی را برای تمام تولید کنندگان کامپیوترهای کوچک به ارمغان می آورند که به کمک آن مشکل سازگاری محصولات تولیدکنندگان مختلف با هم برطرف خواهد شد . در طراحی کیس های خوابیده PicoBTX ارتفاع تا حد ممکن کاهش یافته است . لذا در آنها درایوهای نوری باریک (Slim) که در کامپیوتر های کتابی استفاده میشوند کاربرد دارد همچنین کارت گرافیک به دلیل ارتفاع زیادش در آنها به صورت افقی بر روی یک Riser که به مادربرد متصل است سوار میشود .
? منبع تغذیه کیس های BTX
فاکتور فرم BTX هیچ تغییری در خصوصیات منبع تغذیه و کانکتور های ارتباطی آن ایجاد نکرده است و از این حیث کاملا مشابه منبع تغذیه کیس های مدرن ATX با استاندارد ATX 12 V نسخه 2.01 می باشد این استاندارد در مادربردهای ATX بر پایه چیپست های سری 900 اینتل کاربرد دارد و امروزه ما کانکتورهای متفاوت آن را بر روی مادربردهای فوق مشاهده میکنیم
عمده ترین تفاوت استاندارد جدید با منبع تغذیه های ATX که از آنها استفاده میکنیم در کانکتور ارتباطی منبع تغذیه با مادربرد است که به تعداد پین های آن 4 واحد اضافه شده . این چهار پین اضافی ولتاژ های 3.3 ولت ، 5 ولت و 12 ولت را به مادربرد ارسال می کند . اشتباه نکنید 4 پین اضافه شده به کانکتور ATX 20 pin چهار پینی 12 ولتی نیستند که مجبور به استفاده از آنها در تمام مادربردهای پنتیوم 4 هستیم . ولتاژ هایی که 4 پین اضافه شده به کانکتور ATX 24 pin برای مادربرد ارسال میکنند در کانکتور ATX 20 pin هم تعبیه شده لذا مادربردهایی که از این استاندارد بهره میبرند با کانکتور
نگرشی بر درگاههای فراگیری الکترونیکی (1)
چکیده:
درگاهها ، که عمری به قدمت تقریبی ده سال دارند، در تمامی حوزههای خدمات الکترونیکی گسترش یافتهاند که فراگیری الکترونیکی نیز یکی از این خدمات است. این درگاهها با قابلیتهای اطلاعاتی و ارتباطی کارآمدی که دارند، توانایی جامة عمل پوشانیدن به مفاهیم نوین فراگیری چون سازندهگرایی، فراگیری فعال و مشارکتی را دارا هستند. در این مقاله سعی میشود آخرین تجارب، نظریات و مفاهیم در باب درگاههای آموزش الکترونیکی مطرح و نکات و مراحلی که باید در طراحی چنین درگاههایی مورد توجه واقع شوند بیان و وضعیت ایران و جهان در این زمینه بررسی شود.
1. مقدمه
امروزه با تلفیق مفاهیم و نظریههای نوین در آموزش و پرورش، چون جایگزینی فراگیری با آموزش و ظهور شکلهای جدیدی از فراگیری چون فراگیری مشارکتی، فرآیندمحور و مبتنی بر حل مسأله و نظریههای جدید فراگیری مانند سازندهگرایی و محملهای نوین اشاعه و تبادل اطلاعات چون وب و درگاهها[1] ، با مفهومی تحت عنوان فراگیری الکترونیکی روبرو هستیم که از یک سو بر اهمیت نقش فراگیر و از سوی دیگر بر استفاده از فناوریهای جدید اطلاعاتی و ارتباطی در فرآیند فراگیری تأکید دارد. استفاده از فراگیری به جای آموزش، تحول انقلابگونهای است که هماکنون زمینههای آن با استفاده از فناوریهای نوظهور فراهم میشوند. این آمادگیها زمینة بروز خلاقیتها و تعمیم خودگستری بر اساس لذت رفع نیاز دانش را در فضایی آزاد و در جهت نیل به اهداف ارتقا سواد، به معنی کلان آن، آغاز کرده است. از سویی دیگر در جهان امروز با ظهور فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی مفاهیم بسیاری تغییر یافتهاند و یا در حال گذار از شکل سنتی خود هستند. و آموزش و فراگیری که به عقیدة الزویکوا[2] (2006) در طول سه دهة گذشته از چندین رویکرد برای انطباق فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی استفاده کرده است نیز، از این امر مستثنی نیست. به عبارت دیگر همراه با سیر تحولات عظیمی که بیش از پیش رو به افزایش است تغییر رویکردهای روزمره از فناوری مولد به فناوری اطلاعات، دگرگونی شدیدی را در تلقی این فرهنگ و نظام انتقال دانش از یک نسل به نسل دیگر بهوجود آورده است. در جهان امروز استفاده از اینترنت به عنوان یکی از اصلیترین ابتکارات فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی عمومیت یافته و در حوزههای مختلف تأثیرگذار بوده است و به عنوان یکی از ارکان اصلی ارائة خدمات الکترونیکی به شمار میرود. چنانکه سه چهارم کاربران 14 سال به بالای اینترنتی در ایالات متحده آمریکا، محصولات و خدمات را به صورت الکترونیکی دریافت کرده و مبلغ آن را نیز بهصورت الکترونیکی پرداخت میکنند (E-marketer, E- conference in the U.S. 2005). در کانادا نیز تخمین زده میشود که در سال 2003، 2/3 میلیون خانهدار بهصورت فعال از خدمات الکترونیکی استفاده کردهاند که این میزان در سال قبل (2002) 8/2 میلیون بوده است (آمار کسب و کار الکترونیک کانادا[3]). وب جهانگستر که نسخة اخیر اینترنت میباشد افزون بر کاربردهای خدماتی ، محملی مناسب برای حجم وسیعی از اطلاعات و روشی مناسب در جستجوی اطلاعات برای پژوهشگران است. با این وجود استفاده از اینترنت، با وجود منافع بسیاری که عاید کاربر میکند چالشهایی را نیز برای وی بهوجود خواهد آورد. یکی از رایجترین این چالشها کثرت و تنوع بیش از حد اطلاعات ارائه شده از طریق اینترنت میباشد که موجب بروز مسألة سرریز و آلودگی اطلاعات میشود. دیگر، عدم وجود نظم و کنترلی خاص در آن میباشد. کتز (1997) اینترنت را به مغازهای سمساری تشبیه میکند که در آن هر چیزی، آن هم بهصورت در هم ریخته یافت میشود. از نظر وی اینترنت به مانند پدیدهای بیقواره بوده و مترادف با هرج و مرج و بینظمی آشکار است. چاکاباراتی و همکاران (1999) نیز از آن به عنوان مرداب رقومی (دیجیتالی) یاد میکنند چرا که معتقدند صفحات وب را میتوان با هر زبان ، استاندارد و سبکی توسط هر فردی با هر زمینه و سابقة آموزشی، فرهنگی و با هر علاقه و زمینهای نوشت که این نوشتارها میتوانند شامل حقایق ، دانش و حتی گاه مطالب دروغ و اطلاعات گمراهکننده نیز باشند. با توجه به ماهیت وب و چالشهای عمدة آنکه مطرح شد، استفاده از درگاهها عمومیت پیدا کرده است. چنانکه وحدت در عین کثرت را لحاظ کرده و اطلاعات با کیفیت را همراه با ابزارهای مناسب ارتباطی در اختیار کاربران قرار میدهند. بهعنوان نمونه درگاههای علمی به منظور افزایش نقاط اشتراک و بحث میان دانشمندان رشته یا حوزهای خاص به وجود میآیند. این درگاهها امکان تشریک ابزارهای پژوهشی پرقیمت و دادهها و اطلاعات ذخیره شده در تارنما(سایت)های توزیعی ، جهت تبادل تجارب شخصی و تسهیل، توسعه و اشاعة دانش برای دانشمندان را میسر میسازند(Xiang etal 2003).
در این مقاله تلاش میشود با اشاره به تاریخچه و کاربردهای درگاهها به نقش آنها در ارائة خدمات آموزشی و فراگیری الکترونیکی اشاره گردد و رهنمودهایی جهت ساخت یک درگاه، برای تحقق فراگیری الکترونیکی ارائه شوند. در انتها نیز بهصورت مختصر، به وضعیت ایران و جهان در این زمینه اشارهای کوتاه خواهد شد.
2. درگاهها و تاریخچة آنها
فرج پهلو و بصیری (1385) درگاه را معادل واژة "پرتال " بهکار بردهاند. در لغت ، برای واژهی "پرتال " معانی مختلفی ارائه شده است که بعضی از آنها عبارتند از: در ، ورودی ، یا دروازه به ویژه از نوع بزرگ ، راه ورود یا خروج به ویژه از نوع بزرگ. "فرهنگ پیوستة رایگان محاسبات " واژة "پرتال " را اینچنین تعریف میکند: یک تارنما، با این هدف که مدخلی برای ورود به وب جهانگستر باشد و بهطور معمول دارای موتور کاوش و یا پیوندهایی به صفحات مفید و گاه اخبار یا سایر خدمات است. ژیسل هانه وایر (1999) مینویسد یک درگاه عبارت است از یک سرویس تحت وب، که به عنوان دروازهای برای ورود به مجموعهای از اطلاعات روی شبکه عمل میکند و خدمات ارزش افزودة گوناگونی را عرضه میدارد که براساس اطلاعاتی که مدیران درگاه در اختیار دارند، ایجاد میشوند. یک درگاه میتواند دروازهای برای دسترسی به اطلاعات ذخیره شده روی میزبان آن درگاه باشد (اطلاعات میزبان) و هم به اطلاعاتی که روی سایر رایانهها ذخیره شده است (اطلاعات غیرمیزبان) دسترسی یابد. الفنبین و لرنر (2001) نیز درگاهها را اینچنین تعریف میکنند: تارنماهای اینترنتی که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم گسترة وسیعی از خدمات و پیوندها را برای کاربران ارائه میدهند. شکل سازمانی به نسبت جدیدی هستند و مانند اینترنت به شکل وسیعی رشد یافتهاند. در نهایت وار[4](2001) درگاه را راهرو[5] و دروازة[6] سایر مکانها تعریف میکند. این صاحب نظر بر پایة بررسی اخیری که انجام داده اذعان میکند که کاربران اینترنت، درگاهها را بیشتر مقصد میدانند تا دروازه.
اولین درگاهها در سال 1994 شروع به کار کردند یعنی اندکی بعد از ظهور وب جهانگستر و گسترش مرورگرهای اینترنتی. در ماه می سال 2000، بیست درگاه تجاری عمومی ، بازار سرمایهای با حجم بیش از 250 میلیارد دلار را شکل دادند. در آن زمان 13 تارنما از 15 تارنمای پربینندة ایالات متحده را درگاهها تشکیل میدادند. چنانکه پیشروترین درگاه ، ماهانه 50 میلیون بیننده را به خود اختصاص میداد. بسیاری از این تارنماها مانند "یاهو " بهصورت مجموعهای ردهبندی شده از پیوندها به سایر تارنماها کار خود را شروع کرد و سایر درگاههای اولیه چون "لیکاس" کار خود را به عنوان یک موتور کاوشگر شروع و کاربران را قادر به جایابی تارنماها در موضوعات یا عباراتی خاص میکردند. در حالیکه بسیاری از درگاهها تازه تأسیس شود بودند شرکتهایی چون "American Online " خدمات پیوستة اختصاصی ارائه میدادند. هدف این شرکتها بیشتر ارائة دسترسی کاربران به اینترنت بود. تولیدکنندگان نرمافزارهای مرورگر نیز از نخستین توسعهدهندگان درگاهها بودند که برای ارائه و معرفی محصولات خود از این قابلیت استفاده میکردند. با آغاز سال 1997، درگاهها مواد و محتوای صفحات خود را افزایش دادند. این مواد عبارت بودند از امکاناتی چون قیمتهای سهام و سرستون اخبار ، خدماتی چون حراجهای پیوسته و پست الکترونیک رایگان. خدمات اولیه بهطور معمول بهصورت رایگان در دسترس بودند. درگاهها با گذشت زمان از طریق فروش آگهیهای پرچمی [7] و ضمانتی[8] اقدام به درآمدزایی کردند (Elfenbein and Lerner 2001) و به تدریج دامنة فعالیت آنها به حوزة خدمات الکترونیکی و فراگیری الکترونیکی نیز گسترش یافت. بنابراین درگاهها در مفهوم سنتی ، چنانکه معنای آن نیز اقتضا میکند، مقصد نیستند بلکه مکانی مناسب و ضروری جهت گذر از آن و رسیدن به مقصود نهایی میباشد. از این رو طبق این نگرش، درگاه نقطة آغازین تجربة اینترنت کاربر است و تعاریف ارائه شده از درگاه از سال 1997، بر چنین مبنایی استوار بودند ، ولی گذشت زمان و بروز تغییرات اساسی در درگاهها چون افزودن به ویژگیها ، طرحها و قابلیتهای درگاهها منجر به سستی مبانی تعاریف اولیه از درگاهها شد و درگاهها خود به مقصد اینترنتی نیز تبدیل شدهاند یعنی هم نقش مبدأ و هم نقش مقصد را ایفا میکنند (Clark and Flaherty 2003). از نظر آماری حدود 90 درصد ترافیک اینترنت ، مربوط به 10 درصد تارنماهاست که درگاهها بیشترین سهم از این 10 درصد را به خود اختصاص میدهند (هورلی، 1999). افزون بر این در حدود 15 درصد ترافیک تماشای صفحات وب از طریق 9 درگاه سطح بالا صورت میگیرد، یعنی اینکه این 9 درگاه عمدهترین منبع هدایت کاربران به اطلاعات مورد نظر خود در شبکه هستند (Clark and Flaherty 2003).
درگاهها با توجه به اهداف و خدمات به چندین نوع تقسیم می شوند:
1. درگاههای افقی یا "هرتال "[9] ها موضوعات متنوعی را پوشش میدهند و بسیار پربیننده هستند. حتی برای کسب دامنه و کاربران جهانی نسخههای چندزبانه نیز از آنها موجود میباشد.
2. درگاههای عمودی یا "ورتال "[10] ها برعکس هرتالها بر گروههای کاربری خاصی تأکید دارند و اطلاعات عمیقی از یک رشته یا موضوع ارائه میدهند.
3. درگاههای عمومی که برای همگان در دسترس هستند.
4. درگاههای خصوصی که برای کاربران یا گروههای خاص کاربری در دسترس هستند مانند اینترانتها و اکسترانتها (Clark and Flaherty 2003).
تقسیم بندیهای مختلفی نیز در زمینة خدمات ارائه شده توسط درگاهها وجود دارد. برای نمونه ون رییل[11]، لیلجاندر[12] و جریس[13] (2001) از تحلیل عامل اکتشافی[14] برای شناسایی جنبههای کلیدی خدمات درگاهی استفاده کردند و سه جنبة خدمات هسته، خدمات پشتیبانی و رابط کاربری شناسایی کردند. تلنگ و ماخوپادیای (2004) نیز خدمات درگاهها را به سه نوع خدمات جستجویی ، اطلاعاتی ، و شخصی تقسیم کردند و به این نتیجه رسیدند که استفاده از خدمات اطلاعاتی و شخصی ، زمانی که کاربران در درگاه صرف میکنند را افزایش میدهد. ولی با اینکه خدمات جستجویی با راهنمایی سریع کاربران به اهداف خود، مدت زمان استفاده از درگاه را کاهش میدهد پیش برندة اصلی ترافیک درگاه میباشد (Telang and Mukhopadhyay 2004).
بدیهی است با توجه به انواع و اقسام درگاهها و خدمات متنوع آنها ، یکی از کاربران قدرتمند درگاهها جوامع علمی میباشند. چنانکه در جهان امروز درگاههای علمی مختلف با اهداف متنوع آموزشی و فراگیری گسترش یافتهاند. از جملة این درگاهها میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: درگاه "اکوپرتال "[15] (2003) برای محیطزیست ، "میکروبوس "[16] (2003) برای میکروبیولوژی ، "ایپیاس "[17] (2003) برای زمینشناسی. تمامی این درگاهها امکاناتی چون موتور کاوشگر ، پیوندهایی به سایر تارنماها ، راهنماها و مجموعهای از ابزارهای ارتباطی را در برمیگیرند. اهداف اصلی این درگاهها اشاعة اطلاعات ، مصوبات علمی ، خطمشیها ، دانش و اخبار است.
3. فراگیری الکترونیکی
در گذشته، مدرسه و ساختار آموزشی آن به منزلة یک سازمان دربرگیرنده ، دو مؤلفة اصلی پرورش، یعنی معلم و شرایط آموزشی در اختیار داشته است و با تأکید بر فرآیند آموزش ، از ویژگیهای برتر فراگیری غفلت میشد. در صورتی که استفاده از فراگیری به جای آموزش، سببساز تحول انقلابگونهای شد که زمینة بروز خلاقیتها و تعمیم خودگستری، بر اساس لذت رفع نیاز دانش را برای فراگیر فراهم آورد. به قول اریک فروم "داشتن " اطلاع ، از طریق مالکیتی که در فرآیند انتقالی دانش در نظام آموزشی حاصل میآید، دیگر نمیتواند ملاک خوبی برای زیستن در شرایط فعلی باشد (Fromm 1978,?) بلکه با دانش بودن و همراه آن پیش رفتن به صورت روزآمد مبنای فراگیریهای امروزی میشود و به عنوان جانشین مناسبی برای دانش انتقال یافته مورد تأکید قرار میگیرد.
بهطور کلی میتوان دانش را به دو دسته تقسیم کرد: دانشی که آن را میشناسیم و دانشی که با دانستن آن، میتوان اطلاعاتی را دربارهی موضوعی خاص یافت؛ در رویکردهای سنتی آموزشی، بیشتر به نوع اول و در رویکردهای نوین بیشتر به نوع دوم آن توجه شده است. در رویکردهای نوین به نقش فعالتر فراگیر در کسب اطلاعات و پدیدآوردن تجربههای آموزشی توسط خود وی و پدیدآوردن گروهها یا جوامع فراگیری ، تعامل با همکلاسیها ، اساتید ، خبرگان و مشارکت و تعاون در فراگیری ، بدون محدودیت زمانی و مکانی، تأکید شده است. میتوان سه شیوه برای فراگیری در نظر گرفت. این شیوهها عبارتند از: فراگیری معلممحور، فراگیری فعال و فراگیری مشارکتی. در فراگیری معلممحور عنصر کلاس و معلم حرف اول را در آموزش میزنند. در فراگیری فعال، نقش خود فراگیر و در فراگیری مشارکتی نیز تعامل فراگیرها با یکدیگر ، نقش اساسی دارند. چارلز بونول و جیمز آیسون در بررسی خود دربارة فراگیری فعال دریافتند که این نوع فراگیری به دانشجویان کمک میکند تا از دریافت انحصاری اطلاعات فراتر بروند و به تحلیل، ترکیب و ارزیابی اطلاعات بپردازند. مفهوم نهفته در فراگیری فعال ، فراگیرمدار بودن است (Bonwell, and Eison 1999,?)
از جهت دیگر انسان در فراگیری همواره با سه اصل عمده مواجه است: انگیزش ، فعالیت و تقویت. این اصول بیان میکنند که فراگیری به احتمال زیاد هنگامی رخ میدهد که نخست فرد برانگیخته شود و بخواهد به هدف خاصی برسد ، دوم اینکه این برانگیختگی او را به فعالیت وادار کند و سوم پاسخ یا فعالیت او سبب شود که هدف مورد نظرش را به دست آورد (شعاری نژاد 1362، ؟). هرگنان (2000) به نقل از کلی چنین می نویسد که فراگیری چرخهای است که با تجربه آغاز میشود، با تفکر و تأمل ادامه مییابد و در نهایت به عمل میرسد.
با توجه به موارد یاد شده بدیهی است که نمیتوان با استفاده از ابزارها و مفاهیم مبتنی بر کلاس سنتی به این اهداف دست پیدا کرد. بنابراین استفاده از فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی که مکمل این مفاهیم هستند ضروری مینماید. اینجاست که مفهوم فراگیری الکترونیکی ظهور مییابد. بنیان فراگیری الکترونیکی ، برقراری ارتباطی قدرتمند و مستقل از محل، میان تمامی گروههای دخیل در فرآیند فراگیری الکترونیکی است. البته چنانکه واگنر و ردی (1999) عنوان میکنند فناوری ، جایگزین مربی یا معلم یا استاد نخواهد شد اما سبب افزایش مشارکت میان گروههای مختلف افراد میشود. برای نیل به این هدف ایجاد زیرساختی نرمافزاری برای تمامی رسانههای اطلاعاتی و ارتباطی در یک سکوی یکپارچة مبتنی بر اینترنت، لازم است (Bruns, Dunkel, and Helden 2003,?). بهطورکلی عبارت فراگیری الکترونیکی به تعبیری بر آموزش تأکید دارد. اما در این عبارت تأکید بر فراگیری به کمک رایانه میباشد تا "تدریس به کمک رایانه " (Olsevicova 2006). فراگیری خودجوش و فعال به واسطة رایانه، فرصت تعامل انتخاب تصمیمگیری و ارتباط وسیعتری را برای فراگیری ایجاد و زمینة تسهیل فراگیری را فراهم میکند. افزون بر آن فراگیری به کمک نرمافزارهای میانجی روش جدیدی است که به عامل رابطة اجتماعی در فراگیری اهمیت داده و در ضمن به تفاوتهای فردی هم توجه میکند.
الگوهای مختلفی برای فراگیری الکترونیکی ذکر میشود: خودفراگیری (که در آن کاربر با استفاده از نرمافزارهای آموزشی پیوسته یا ناپیوسته یا ترکیبی از این دو، خود و به تنهایی اقدام به فراگیری میکند و آزمون نیز به صورت خودکار است)، فراگیری از راه دور (در این روش یک مربی از راه دور، یک یا چند فراگیر را هدایت و در صورت درخواست فراگیران ، از آنها حمایت میکند. ارتباط در این نوع فراگیری بهصورت همزمان است و البته میتواند بهصورت غیر همزمان و از طریق پست الکترونیک نیز انجام شود)، کلاس مجازی (در این حالت یک مربی به همراه چند فراگیر از طریق ابزارهای ارتباطی در مکانهای متفاوت با هم در ارتباطند. به نحویکه مکانها از طریق ابزارهای ارتباطی به هم متصل میشوند و مربی با فراگیران گفتگو میکند، مدیریت تعاملات فراگیران را عهدهدار است، مواد آموزشی را برمیگزیند و به فراگیران معرفی میکند) و فراگیری گروهی (مشابه کلاس مجازی است با این تفاوت که کل جریان فراگیری را فرد خاصی اداره نمیکند. فراگیران متعددی به صورت همزمان، از مکانهای مختلف، با یکدیگر در ارتباط هستند و به تبادل اطلاعات و دانش میپردازند. هر فراگیر میتواند با افراد دیگر در تعامل باشد) (اصنافی 1382). همانطور که انتظار میرود پیدایش الگوهای جدید فراگیری ، سبب انعطافپذیری در کسب دانش شده است.
بنابراین با تحقق فراگیری الکترونیکی ، مزایای قابل توجهی نصیب فراگیر، آموزشدهنده ، مؤسسة مادر و دولت میشود. مستر (2004) مزایای مفهوم فراگیری الکترونیکی را از نقطه نظر فراگیر چنین عنوان میکند: هزینههای تحویل اندک؛ آموزش سریعتر؛ عدم الزام به طی مسافت، چنانکه فراگیران میتوانند مطالب را در همان مکان خود یاد گیرند؛ سرمایة فکری انباشته[18]؛ فراگیری بدون محدودیت زمانی و مکانی؛ خلق تجربة فراگیری توسط خود فراگیر. کانتونی، سلاریو و پورتا (2003) نیز مزایای فراگیری الکترونیکی را چنین برمیشمرند: برای برقراری ارتباط کلاسی ، زمان زیادی صرف نخواهد شد؛ فراگیر میتواند هر زمان که لازم است به فراگیری بپردازد؛ فراگیر میتواند از مکان شخصی خود مثل اداره، خانه و نظایر آن به فراگیری بپردازد؛ امکان فراگیری همزمان با انجام دادن کارهای دیگر میسر است؛ برای سازمان آموزشی هزینة کمتری نسبت به برنامههای سنتی صرف میشود؛ آموزش در فراگیری الکترونیکی، جذابتر و انعطافپذیرتر است؛ تعامل فراگیران با یکدیگر بیشتر است؛ این نوع فراگیری میتواند برای فراگیران خاصی که مشکل زبان یا معلولیت دارند یا کم رو هستند مؤثرتر باشد.
با توجه به تعاریف، الگوها و دامنة فراگیری الکترونیکی مشاهده میشود که یکی از نظریههای غالب فراگیری که با فراگیری الکترونیکی همخوانی بیشتری دارد "ساختارگرایی " است. ریوز و هلدبرگ[19](1998) "ساختارگرایی "[20] که یکی از ایدههای نوین فراگیری است را اینچنین تعریف میکنند: "فرآیند چگونگی ساخت معانی و دانش در جهان بر مبنای تجارب قبلی و چگونگی سازماندهی این تجارب بهصورت ساختارهای دانشی مانند طرح[21] و "سبک "[22]های ذهنی و "باور "[23]هایی که از آنها در تفسیر اهداف و وقایع پیش رو، استفاده میشود. ساختارگرایی مبتنی بر "بستر "[24] است تا محتوا. البته نه تمرکز بر بستر اهداف آن، بلکه تمرکز بر تنوع و غنای محیط فراگیری و مهارتها و شایستگیها در فراگیری که میتوان با روشهای ارزیابی رفتاری، از آنها آگاهی یافت (Greening 1998). سه اصل نظریة فراگیری ساختارگرایی را نیز میتوان این چنین برشمرد:
1. خود افراد، بازنمون خود را از دانش شکل میدهند.
2. افراد از طریق تجربة فعال یاد میگیرند و فراگیری زمانی رخ میدهد که این "اکتشاف "[25]، ناهماهنگیهای میان بازنمون دانش موجود و تجارب خود آنها را آشکار سازد.
3. فراگیری در بستر اجتماعی با تعامل میان فراگیران و سایر اعضای جامعة فراگیر رخ میدهد (Piaget 1929; Ausubel 1968,?; Ausubel 1977; Vygotsky 1978,???; Driver and Ericson 1983; Von Glasersfeld 1989; Von Glasersfeld 1984;?) .
بنابراین میتوان چنین برداشت کرد که بستر نظری فراگیری الکترونیکی به خصوص استفاده از درگاهها ، در این فرآیند را میتوان در ساختارگرایی یافت.
4. درگاهها و آموزش الکترونیکی
چنانکه در مبحث مربوط به درگاهها و فراگیری الکترونیکی روشن شد، امکانات و ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی، که درگاهها واجد آنها هستند، اساس جامة عمل پوشانیدن به نظریههای نوین فراگیری است. مبحث استفاده از درگاهها در بسترهای آموزشی سابقهای دیرین و به قدمت تشکیل درگاههای اولیه دارد. این مبحث با توجه به تعداد مقالات و نشستهای ارائه شده در آن حوزه، بدون شک موضوعی مهم و نوین در آموزش عالی است و به نظر این تازگی تا مدت زمان مدیدی ادامه داشته باشد. چنانکه دو نشست در این زمینه در تابستان 2002، در کانادا و انگلستان برگزار گردید. امروزه با استفاده از فناوریهای "شیگرا "[26] و "جاوا "[27] فرصت قابل توجهی برای انجام کارهای مشترک و همکاری در طرحهای تحقیقاتی در آموزش عالی بهوجود آمده است(Dolphin, Miller, and Sherrat 2002). در تحلیلی اقتصادی ریچارد اسپنسر[28] تخمین زد که کاربران با استفاده از درگاهها، 15 دقیقه در انجام وظایف مدیریتی خود صرفهجویی میکنند که مابهازای مادی آن سالانه در حدود 1500000دلار خواهد بود2002) (Spencer. با تعمیم این آمار به مدیریت آموزش میتوان به محاسنی که استفاده از درگاهها در جلوگیری از اتلاف وقت برای مربیان، فراگیران و مؤسسات مادر دارند، پی برد. افزون بر موارد فوق تغییرات گستردهای نیز در حوزة دانش پدید آمده است که بدون کمک درگاهها نمیتوان استفادة کارآمدی از آن اطلاعات داشت. بهعنوان نمونه با گسترش شمول چشماندازهای پژوهش و حوزههای کاربردی اختلافهایی نیز در واژگان و اصطلاحشناسی بروز یافته است چنانکه کاربران از واژگان متفاوتی برای بیان یک مفهوم استفاده میکنند (Chen 1994) در نتیجه واژگان مورد جستجوی کاربر میتواند متفاوت از عبارتهای نمایهسازی شده در پایگاه داده ، باشد. افزون بر این با سرعت یافتن فرآیند خلق و تولید اطلاعات مسألهای تحت عنوان "سیالیت "[29] مسألة بازیابی را پیچیدهتر میکند (Courteau 1991). پژوهشگران مختلف ممکن است از مفهومی ثابت، تعابیری متفاوت داشته باشند. حتی این مفاهیم ثابت در بسترهای زمانی دیگر نیز میتوانند معانی دیگری داشته باشند. همچنین شاخههای فرعی علوم نیز سریعتر از پیش در حال گسترش هستند. از این جهت استفاده از ابزاری برای تحلیل خودکار انواع مدارک بسیار مطلوب مینماید. این امر بهویژه برای مدارک ساختاری و میان پیوندی چون ثبت اختراع، که نشانگر گرایشهای صنعتی و پیشرفتهای اخیر در حوزة خاصی از دانش میباشد ، مهم است. برای رفع چنین چالشهایی استفاده از یک درگاه وب یکپارچه، برای پشتیبانی از جستجوی مؤثر اطلاعات و تحلیل و ارتقای ارتباطات و همکاری میان پژوهشگران در حوزههای مختلف علمی سودمند خواهد بود. ساخت یک درگاه وب موفق برای ارائه به چنین محیطهایی بهویژه برای حوزههای نو و در حال گسترش، تکلیفی ضروری و چالشزا است (Chau etal 2006). دالگرنو (2001) معتقد است که وب ظرفیت بالقوة قابلتوجهی برای پشتیبانی از گسترة وسیعی از فعالیتهای فراگیری مانند ارتباط همزمان میان معلمان و فراگیران دارد؛ وجود منابع فراگیری ایستا که نه تنها متن را در برمیگیرد بلکه شامل گرافیک ، پویانماییها، اصوات و ویدئو نیز باشد؛ انجام طرحهای تحقیقاتی که وب دسترسی به یک کتابخانة بزرگ را میسر میسازد؛ و استفاده از منابع فراگیری تعاملی جهت بحث دربارة نظرات ، کاوش و بهکارگیری الگوها و حل مسائل. دریگاس و کوکیاناکیس (2004) ابزارهای مبتنی بر وب را به دو دستة "اطلاعی "[30] و "ارتباطی "[31] تقسیم میکند. ابزارهای اطلاعی عبارتند از شبکهای از واحدهای دولتی ، سیاهة واحدهای مدیریت عمومی[32] PAU))، پیوندهای وب دولتی ، وظایف دولتی، اخبار ، تقویم و کتابخانههای الکترونیکی. ابزارهای ارتباطی نیز عبارتند از مکانهای بحث[33]، جعبههای پیام ، گپ و تقاضاهای الکترونیکی. بنابراین هر کدام از این ابزارها پوشش دهندة بخشی از فرآیند آموزش به معنای امروزی میباشد. از جهت دیگر لل (2001) دامنة فراگیری الکترونیکی را موارد ذیل میداند:
1. انتقال دانش برگرفته از کسب و کار
2. درگاههای فراگیری ترکیبی
3. فرآیندهای فراگیری شخصی
4. فراگیری مبتنی بر ارزیابی
5. همگذاری پویای درس بر اساس اهداف
6. مشارکت فراگیر
7. پیگیری میزان پیشرفت فراگیر
8. مدیریت مهارتها
9. دانشکاوی
10. درسافزار اشتراک پذیر
11. درس افزار با قابلیت استفادة مجدد
12. امکان پشتیبانی از عملکرد
13. اطمینان از کیفیت فراگیری (Lella 2001).
از این رو خدمات فراگیری الکترونیکی شامل مدیریت درسی ، ابزارهای ارزیابی ، ارتباطات همزمان و غیرهمزمان ، همکاری ، در صورت لزوم صورتحساب و سایر پیمانههای مرتبط خواهد بود. برای نمونه "webCT " و "blackboard " از جمله نظامهای فراگیری الکترونیکی میباشند که مجموعه ابزارهای جامعی ارائه میکنند و قابلیتهای پشتیبانی از محیط فراگیری پیچیدة مبتنی بر اینترنت را دارا هستند. "Asymetrics Aspen، eCollege، Lotus Learning space "، "TopClass " و "Virtual-U " از دیگر شرکتهای عمده در پشتیبانی، توسعه و گسترش دروس پیوسته هستند. این محصولات با وجود بهای سنگین بیشتر این محصولات مرتبط به مدیریت محتوا و دانش هستند تا محیطهای فراگیری پشتیبان از عناصر فراگیری رشد شناختی و شناختگرایی ایجاد کنند (Amory 2002).
حال پس از بررسی کلی خدمات فراگیری در این بخش ، به کارکردهای خاص یک درگاه فراگیری الکترونیکی میپردازیم. نتایج پژوهش باترز (2003) نیز در مورد تحلیل محتوای درگاههای آموزشی نشان داد که این نوع درگاهها بخشهای زیر را پوشش میدهند:
1. دروس و خبرهای مربوط به آن
2. منابع فراگیری مبتنی بر وب
3. درسافزارهای خاص هر درس
4. حساب کتابخانهای، مرور پیشینههای کتابخانه و امکان دسترسی به تقاضاهای امانت بینکتابخانهای.
برای نمونه درگاهی که لارج (2005) جهت آموزش تاریخ کانادا برای دانش آموزان پدیدآورده بود، امکانات ذیل را ارائه میکرد: جستجوی کلیدواژهای، راهنمای موضوعی سازمان یافته بهصورت سلسله مراتبی در چهار سطح و جستجوی الفبایی واژهها. همچنین عباراتی چون جستجوی پرسش به زبان طبیعی ، پیشرفته و جستجوی کلیدواژهای (با امکان محدود کردن جستجو به واژههای عنوان، نمایه) و جستجوی عبارتی. هم چنین صفحات راهنما در هر صفحه و دسترسی به نمونه پرسشها موجود در وب در زمینة تاریخ کانادا (Large 2005). همچنین درگاه پیشنهادی مستر (2004) جهت آموزش الکترونیکی این امکانات را برای مدرسان فراهم میآورد: مدیریت درگاه؛ مدیریت پیمانه های درسی[34]؛ ایجاد گروههای دانشآموزی؛ مدیریت آمارها؛ اجرای تمرین و امتحانات.
ادامه دارد ...
پی نوشت ها :
[1]. Portal
[2] . Olsevicova
[3]. Statistics Canada, e-commerce
[4]. Warr
[5].Doorwat
[6]. Gateway
[7]. Banner
[8]. Sponsorship
[9]. Hortal: Horizontal Portals
[10]. Vortals: Vertical Portals
[11]. Van Riel
[12] Liljander
[13] Jurriens
[14]. Exploratory Factor Analysis
[15]. Ecoportal
[16]. Microbos
[17]. EPS
[18]. Accumulated
[19]. Reeves and Hedberg
[20]. Constructivism
[21]. Schema
[22]. Mode
[23]. Beliefs
[24]. Context
[25]. Exploration
[26]. oriented
[27]. JAVA
[28]. Richard Spencer
[29]. Fluidity
[30]. Informative
[31]. Communicative
[32]. Public Administration Units
[33]. Forum
[34]. Module
نگرشی بر درگاههای فراگیری الکترونیکی (2)
به عقیدة برانز نیز درگاه ارائه دهندة خدمات فراگیری الکترونیکی، باید واجد ویژگیهای زیر باشد:
نظام نرمافزاری مبتنی بر اینترنت یکپارچه برای همة سطوح ارتباطی درون یک دانشگاه؛
یکپارچگی مطلق پیمانههای فراگیری چندرسانهای؛
دسترسی شخصی به خدمات فراگیری الکترونیکی از طریق اینترنت؛
دسترسی به اطلاعات محرمانة شخصی مانند نتایج امتحان؛
انجام تراکنشهای معتبر مانند ثبت نام برای امتحانات و انجام امتحانات پیوسته (Bruns, Dunkel, and Helden 2003,?)
کریشنامورتی و چان[35] (2005) با توجه به ویژگیهای خاص درگاههای کتابخانهای چون امکان جستجوی همزمان چندین پایگاه داده که فایر[36] (2000) آن را "فراجستجو "[37] ، "جستجوی موازی "[38]، "جستجوی پراکنشی "[39]، "یا جستجوی فدرالی "[40] مینامند و پیشنهاد میکنند که در تهیة یک درگاه آموزشی از امکانات و ویژگیهای آنها استفاده شود. بعضی نیز استفاده از درگاه معنایی مبتنی بر هستیشناسی را پیشنهاد میکنند. یک درگاه معنایی به علت استفاده از هستیشناسی ، کیفیت ارتباط میان ناشر و مشتری را از طریق تحویل اطلاعات قابل پردازش بهصورت معنایی ، بالا میبرد. استفاده از معناشناسی که درست صورت گرفته باشد، امکان تبادل اطلاعات توصیفی را میان اعضای مختلف جامعه میسر میسازد (Studer, Sure, and Volz 2002). همچنین از آنجا که استفاده از زبان نشانهگذاری فرامتن[41] برای توسعة رابطهای کاربری پیچیدة بهکار رفته در فراگیری الکترونیکی، بسیار دشوار است از این جهت برای رفع مشکل از دیگر نرمافزارها مانند "ماکرومدیا فلش "[42] و "شوکویو "[43] استفاده میشود.
حال با توضیحات فوق به مراحل خلق یک درگاه جهت فراگیری الکترونیکی پرداخته میشود. مستر (2004) اذعان میکند که فرآیند خلق یک درگاه جهت ارائة فراگیری الکترونیکی وظیفهای پیچیده است. مراحل این فرآیند طبق نظر (Gyeviki 2003; Naggy etal 1997; Pinter and Maravic 2003; Maravic and Pinter 2003)عبارتند از:
1. طراحی تصویری: توسعة یک درس جهت ارائه بهصورت فراگیری الکترونیکی نیازمند یک متخصص طراح تصویری، برای طراحی تمامی محتوای صفحه باشد.
2. توسعة چندرسانهایها: توسعة یک درس جهت ارائه بهصورت فراگیری الکترونیکی نیازمند مشارکت یک متخصص چندرسانهایها برای خلق عناصر صوتی، تصویری و تصاویر متحرک و ایجاد یکپارچگی در میان آنها است. امروزه نظامهایی چون جاوا امکاناتی برای ایجاد این یکپارچگی ارائه کردند.
3. توسعة درسافزار: این بخش از فرآیند، خلق عناصری که نشانگر اطلاعات باشند و فراگیران بتوانند با آن تعامل داشته باشند را در بر میگیرد.
4. طراحی آموزشی: که در فراگیری الکترونیکی بسیار مهم است.
5. یکپارچگی فناوری: خلق فرآیند فراگیری الکترونیکی نیازمند ترکیب چندین نوع فناوری است.
6. مدیریت طرح: توسعة یک درس ارائة فراگیری الکترونیکی نیازمند کنترل و آگاهی کامل است.
با توصیفات فوق و نظر "پیاژه " که معتقد است فراگیری فقط زمانی رخ می دهد که فرد دانش را برای خود و با استفاده از تجربة شخصی خود به دست آورد، میتوان به نقش درگاهها در فرآیند فراگیری و آموزش پی برد که فرصت فراهمآوری دانش و تجربهآموزی را برای کاربر فراهم میآورد.
5. پشتیبانی مالی از درگاههای آموزشی
روشن است که برای پشتیبانی از خدمات یک درگاه، نیاز به بودجه و سرمایهگذاری میباشد. این سرمایهگذاری میتواند افزون بر کمک مؤسسة مادر یا دولت یا مشترکان درگاه (با توجه به ماهیت درگاه آموزشی) از طریق تبلیغات و آگهیهای تجاری صورت گیرد. جالاگر و داوینگ (2000) از درگاهها تحت عنوان صنعت یاد میکنند که نشان دهندة ابعاد اقتصادی آنها میباشد. پژوهش آنها نشان داد که در سال 2000، بازار خدمات درگاههای وب رایگان توسط چهار شرکت "اکسایت "، "اینفوسیک "، "لیکاس " و "یاهو " قبضه شده بود و در اواخر سال 1998، این چهار شرکت سودی در حدود 50 میلیارد دلار را به خود اختصاص دادند. اهمیت فزایندة این صنعت در اقتصاد ایالات متحده آمریکا ، زمانی مشخص شد که "یاهو " در پاییز سال 1999، به عنوان یکی از شرکتهای برتر آمریکا شناخته شد. تبلیغات اینترنتی منبع اصلی درآمد درگاههاست. ترافیک درگاهها و مدت زمانی که کاربر را در خود نگه میدارد و میزان دفعات استفادة مجدد از درگاه توسط کاربران ، از عوامل تعیینکنندة هزینة لازم برای تبلیغات در درگاه میباشد (Teland and Mukhopadhyay 2004). بنابراین افزودن امکانات و ویژگیهای جدید به درگاهها با توجه به افزایش میزان جذب کاربران جدید و افزایش زمان و دفعات بازدید کاربران موجود موجب ارتقای وضعیت تارنما از نظر تبلیغاتی میشود. زیرا همانطور که ذکر شد ، عواملی چون تعداد بازدیدکنندگان و میانگین زمان صرف شدة هر کاربر در تارنما بهصورت ماهانه (سنجههای ترافیک تارنما) از جمله معیارهای ارزشگذاری درگاهها در تعیین میزان تعرفة تبلیغات هستند (Elfenbein and Lerner 2001). از این جهت درگاهها تلاش دارند با افزودن طرحها، ویژگیها و امکانات جدید بر تعداد کاربران خود و مدت زمان استفادهی آنها بیفزایند. برای نمونه، "یاهو " نزدیک به 15 درصد بودجة سالانة خود را به توسعة محصولات و طرحهای جدید اختصاص میدهد (Annual Report of Yahoo 2002). "گوگل " نیز بعد از سالها ارائة خدمات جستجویی صرف، پست الکترونیکی رایگان را به امکانات خود افزوده است. عامل دیگری که باعث افزایش تعداد کاربران می شود میزان لذتی است که از استفاده از درگاه نصیب وی میشود. مطالعات متعددی با استفاده از اصل انگیزش- ارگانیسم- پاسخ (S-O-R) انجام شده است که نشان میدهد با افزایش لذت، چندین نوع رفتار چون ماندن بیشتر در مغازه، قصد خرید ، پول خرج شده در فروشگاه، خریدهای انگیزشی و تداوم استفاده از خدمات بروز پیدا میکند(Yalch, and Spangebreg 2000) . متون مربوط به نظامهای اطلاعاتی نیز چنین مواردی را نشان میدهند. برای مثال پژوهشها نشان دادهاند که وضعیتهای روحی تأثیرگذاری چون اضطراب و لذت، رفتار کاربر را تحت تأثیر خود قرار میدهد (Venkatesh 2000) گفتنی است که پژوهش اثیر و همکاران (2006) نشان داد کاربران در طول وبگردی با 6 نوع حس دوست داشتن[44]، مسرت[45]، غرور[46] ، نفرت ، ناامیدی و ترس روبرو میشوند. به نحوی که غلظت این احساس از کم تا متوسط است.
6. شخصیسازی و سفارشیسازی درگاههای آموزشی
پیاژه معتقد بود که فراگیری افراد به دلیل تفاوت ساخت ذهنی آنها متفاوت است و مواد آموزشی جذاب سبب بروز فراگیری نمیشوند. پس به این دلیل یکی از جنبههایی که باید بیش از سایر جنبههای معمول، همانند خلق محیطی جذاب، در طراحی درگاه مورد توجه واقع شود، شخصیسازی و سفارشیسازی درگاههای آموزشی هستند.
بهطورکلی میتوان از دانش بهدست آمده از کاوش ترافیک خدمتگر وب و الگوهای دسترسی کاربر به شکل مستقیم برای بازاریابی و مدیریت تجارت الکترونیکی، خدمات الکترونیکی، جستجوی الکترونیکی و آموزش الکترونیکی استفاده کرد (Buchner etal 1999). بهطور کلی تحلیل وب متکی بر سه دسته مجموعه اطلاعات است: الگوهای استفادة گذشته؛ سطح محتوای مشترک (Boley etal 1999)؛ و ساختارهای پیوندی پیوستة میانحافظهای مربوط به سه مجموعة فرعی در وبکاوی (Pirolli, Pitkow, and Rao 1996). این سه مجموعه عبارتند از:
1. کاوش نحوة استفاده از وب (Masseglia, Poncelet, and Cicchetti 1999).
2. کاوش محتوای وب
3. کاوش ساختار وب.
درگاههای فراگیری الکترونیکی نیازمند شناخت رفتار کاربر در تارنما و شناخت علایق آنها جهت ارائة خدماتی چون اشاعة گزیدة اطلاعات، آگاهی رسانی جاری و یا تبلیغات کالاها و خدمات هستند که برای چنین درگاههایی استفاده از نظامهای توصیهگر و شخصیساز پیشنهاد میشود (Aggarwarl and Yu 2002) که "Recomender System " و "Information Filtering Techniques " از جملة این نظامها هستند. هدف این نظامها ابتدا شناسایی اطلاعات موجود در درگاه و شناخت کاربر و نیازهای آن به طور نامحسوس از طریق رفتارهای اولیهای که در درگاه انجام میدهد و سپس توصیة اقلام اطلاعاتی خاص به افراد علاقمند به آنها میباشد (Zuckerman and Albrecht 2001). نظامهای شخصیساز این امکانات را به کاربران ارائه میدهند: روشهای تصفیة اطلاعات جدید طبق علایق و نیازهای کاربران (اخبار غیرمرتبط، تصفیه و حذف میشوند)؛ روشهای سازماندهی اطلاعات (سازماندهی اخبار براساس دستهبندیهای خاص یک تارنما). همچنین امکاناتی که درگاهها از طریق استفاده از نظامهای شخصیساز میتوانند ارائه دهند عبارتند از: پیگیری شخصی علایق کاربر (با استفاده از الگوی مرور کاربر در درگاه)؛ توصیة تارنمایی خاص برای افرادی با تواناییها ، نیازها و علایق خاص؛ تبلیغات شخصی؛ تعیین موضوعات و مباحث داغ رایج در میان کاربران درگاه (Aggarwarl and Yu 2002).
البته لازم به ذکر است که شخصیسازی و سفارشیسازی موجود در این بحث بدون تعریف انواع کاربریها برای درگاه مقدور نخواهد بود. دریگاس و کوکیاناکیس (2004) سه نوع کاربر برای درگاه تعریف میکنند: مدیر، مدیر واحد مدیریتی عمومی و کاربر غیرمعتبر. افزون بر آن با توجه به استفادة طیف وسیعی از افراد با مسئولیتهای مختلف، استفاده از فیلترهای خاص برای ورود هر کدام از افراد به بخش خاص خود مفید و ضروری خواهد بود.
7. ارزیابی درگاههای آموزشی
یکی از عواملی که باعث تداوم خدمات کیفی یک درگاه آموزشی میشود ارزیابی مستمر آن میباشد و معیارهای مختلفی نیز برای آن وجود دارند. برای نمونه تلنگ و ماخوپادیای (2004) فراوانی استفاده و مدت زمان بازدیدها و استفادة تکراری از درگاهها را به عنوان سه مقیاس مکمل برای ارزیابی استفاده از درگاه پیشنهاد میکنند. کلارک و فلاهرتی(2003) سه عنصر سفارشیسازی، انعطافپذیری و ربط را جهت موفقیت یک درگاه مهم و لازم ارزیابی میکنند و درگاههایی را تأثیرگذارتر میدانند که در جذب و حفظ کاربر موفقتر عمل کنند. پژوهش در مورد مفهوم کیفیت تارنما را میتوان بهطور کلی به چهار دسته پژوهش مکمل هم تقسیم کرد. نخستین مفهوم بر کارکرد تارنما (مانند طراحی، پیوندهای فرامتن، زمان پاسخ و موتورهای کاوشگر) و/یا محتوا تمرکز دارد (Rose, Khoo, and Straub 1999). ابعاد شناسایی شدة کارکردی عبارتند از مسائل راهبری (سرعت و سهولت راهبری)، محتوا و سبک (رواج و نمود) و اطلاعات تماس. دومین مفهوم بر کیفیت اطلاعات، کیفیت نظام، کیفیت خدمات و جذابیت عناصر لازم در کیفیت کلی تارنما تمرکز دارد (Moon and Kim 2001). سومین مفهوم نیز بر کیفیت خدمات تمرکز دارد. بدین نحو که آن را به عنوان جنبة اساسی کیفیت کل تارنما در نظر میگیرد (Cai and Jun 2003). ابعاد مورد تأکید در کیفیت خدمات عبارتند از اعتبار، پاسخگویی، اطمینان، یکدلی[47] و محسوس بودن. یانگ (2004) نیز در پژوهش خود پنج بُعد کیفیت خدمات دریافتی کاربر را استفادهپذیری، سودمندی محتوا، بسندگی[48] اطلاعات، دسترسپذیری و تعامل عنوان کرد. چهارمین دستة مفهومی بر این باور استوار است که معیار اساسی کیفیت تارنما از طریق درک کیفیت از منظر کاربران حاصل میشود. برای نمونه ونکاتش[49] (2000) اذعان کرد که کیفیت یک تارنما مبتنی بر اطلاعات، کاربرپسندی، پاسخگویی و اعتبار است.
8. مراحل و نکات مهم در توسعة درگاههای آموزشی
دینوسی، جیودایس و استیلز (1997) سه مرحلة کلی فرآیند توسعة وب را طراحی، تولید و توسعه عنوان کردهاند که باید پشتیبانی یا نگهداری را نیز به آنها افزود. نخستین گام در مرحلة تولید زمانی است که محتوای عملی تارنما نوشته و بر روی صفحة وب سازماندهی شود (Milton 2001). نیومن و لندی (2000) چرخة طراحی وب را به چهار بخش تقسیم مینمایند: اکتشاف[50]؛ شناسایی[51]؛ طرح؛ و تولید و اصلاح طراحی. لارج (2005) نیز در پژوهش خود با استفاده از الگوی "استعلام تعاونی "[52] درویین[53] (1999) کودکان مدارس ابتدایی را در طراحی درگاه وب خود که در زمینة تاریخ کانادا بود مشارکت داد و آن را طراحی ضمانتشده[54] نامید.
دریگاس، کوکیاناکیس و پاپاگراسیمو (2005) مراحل طراحی درگاه مورد نظر خود را اینچنین بیان میکنند:
1. جمعآوری تمامی اطلاعات لازم بنا به اهداف درگاه
2. دستهبندی این اطلاعات بعد از ارزیابی به منظور بهدستآوردن دیدی روشن از چگونگی سازماندهی و نمایش آن به بهترین نحو ممکن
3. سومین مرحله، مطالعة محتوای الکترونیکی مناسب میباشد. این مرحله با هدف ارائة صرف اطلاعات جالب و لازم، به جای اطلاعات زاید، برای کاربران صورت میگیرد.
4. بررسی عمیق استانداردها و فناریهای بهکار رفته در ایجاد درگاه وب (استفاده از "HTML " یا فلش یا خدمات درشت یا ریزنمایی برای افرادی با محدودیتهای بینایی) و استفاده از روش "طراحی برای همه "[55] کاربرپسندی را هم برای افراد معلول و هم افراد معمولی به همراه خواهد داشت.
چائو و همکاران (2006) مراحل طراحی درگاه "نانوپُرت " که درگاهی علمی مربوط به فناوری نانو بود را، اینچنین بیان میکنند: ایجاد مجموعهای از محتوای حوزهای خاص در وب و پشتیبانی از جستجوی مدارک و تحلیل نتایج جستجو. برای گردآوری مجموعه مدارک خاص در وب از "اسپایدرعمودی "[56] استفاده میشود. از یک نمایهساز مدرک[57] نیز جهت ایجاد نمایهای جستجوپذیر از مدارک استفاده میشود. این مراحل بهصورت پیوسته انجام میشود ولی پایگاه دادة درگاه باید ماهانه روزآمد شود. اسپایدر عمودی اسپایدرها و متااسپایدرها را در بر میگیرد. برای نمونه در درگاه نانوپورت اسپایدرها، 110 تارنما "NSE " معتبر که توسط خبرگان رشته معرفی شدهاند را، به عنوان هستة اصلی اطلاعاتی در نظر میگیرند. متااسپایدرها نیز به سه موتور کاوشگر منتخب "آلتاویستا "، "سیرکوس " و "نانواسپات " و هفت پایگاه دادة ثبت اختراع متصل هستند. در هر دورة زمانی عبارتی بصورت تصادفی از میان 590 عبارت مرتبط به "NSE " که توسط خبرگان معرفی شدهاند انتخاب و به بخش خدمات جستجو ارسال میشود. "یو آر ال "های بازیابی شده به جمع "یو آر ال "ها وارد و توسط اسپایدرها مورد بازدید واقع میشوند سپس همة این اطلاعات در پایگاه دادة درگاه در "مایکروسافت اس کیو ال سرور "[58] ذخیره شده و توسط نمایهساز مدرک، نمایهسازی میشوند (Chau etal 2006).
با توجه به حجم انبوه اطلاعات موجود در درگاههای علمی، نقشههای موضوعی استاندارد "ISO/IEC 13250 " با ایجاد چشماندازهای فراسطح از مفاهیم و روابط متضمن آنها، سازماندهی و راهبری حجم زیادی از اقلام اطلاعاتی را سهولت میبخشد. این ساختار، متضمن مفاهیم و روابط با هستیشناسیهای حوزه یا بهوسیلة سایر آیینهای الگوسازی چون دستهبندیهای موضوعی، ردهبندیها یا طرحهای رابطهای یا شیگرا، نمایهها و اصطلاحنامهها میباشد. نقشههای موضوعی، چنین مسائلی را مطرح میکنند: مسألة فرادادهها، ساختار شبکة پیوندها و ساختار دانش حوزه. ایدة ارائة درگاه با استفاده از نقشههای موضوعی، این مزایا را در بردارد: یکپارچگی منابع مجزا ولی جاری اطلاعات و دانش در دانشگاه و راهبری کاربرپسندتر و آموزشیتر در فضای اطلاعاتی ایجادی توسط هستیشناسی به عنوان هستة اصلی برنامههای کاربردی نقشههای موضوعی (Olsevicova 2006).
بنا به کارکرد شبانهروزی یک درگاه آموزشی و نیازهای متنوع کاربران آن، بازنمون اطلاعات درون یک درگاه وب باید با در نظر گرفتن نیازهای کاربر در تمامی ساعات شبانهروز صورت میگیرد (Drigas, Koukianakis, and Popagerasimous 2005). همچنین جمعآوری نیازمندیها نیز باید مبتنی بر درک ویژگیهای مردمشناختی کاربران هدف باشد. برای نمونه باید در نظر داشت که کاربران جوان، تارنماهای فلش را بر گرافیکهای رنگی ترجیح میدهند ولی افراد بزرگسال تارنماهای اطلاعمحور و مبتنی بر محتوا را ترجیح میدهند (Milton 2001).
پس بهاین ترتیب عناصری که رعایت آنها جهت استفادهپذیری یک نظام ضروری است عبارتند از:
ساخت منطقی معماری اطلاعات (مواردی چون سازماندهی اطلاعات در وب، ارائة پیوندهای سودمند در مکانهای مناسب)
خوانایی (ویژگیهایی چون اندازه، قلم، سبک، رنگ پس زمینه، طولانی بودن جملات)
سهولت راهبری (میلههای راهبر، منوهای گزینهها، پیوندهای روشن، پیشگیری از مفقود شدن اطلاعات در وب، دفعات مجبور شدن کاربر به استفاده از گزینة Back)
روزآمدی و تارنماهای شناخته شده: مواردی چون اعتبار و زمان تهیه و روزآمدسازی
ثبات طرح، طراحیها، قالبها و منوهای ثابت در هر صفحه
زمان بارگذاری با استفاده از خطوط اتصال اینترنت با سرعت 56 کیلوبایت در ثانیه، نباید بیش از 10 ثانیه طول بکشد. که البته لازم به ذکر است زمان برقراری این ارتباط افزون بر سرعت اتصال به اینترنت به سه عامل: عدم ارتقای تارنماها با افزایش سرعت ترافیک سیستم، پایین بودن سرعت اتصال خدمتگر وب به اینترنت، پایین بودن سرعت مرورگر وب و رایانة کاربر نیز بستگی دارد.
نگاه و احساس: نگاه به تارنما و احساسی که بعد از استفاده از آن بهدست میآید در تجربة کاربری تأثیر میگذارد.
دسترس پذیری برای نابینایان و معلولان (Smuty 2004).
9. درگاههای آموزشی؛ چشم انداز ایران و جهان
پژوهش فرج پهلو و بصیری (1385) در زمینة تحلیل محتوای درگاههای دولت الکترونیک کشورهای مختلف مشخص کرد که عبارت "Education " از نظر فراوانی تکرار در این درگاهها در ردة بیست و چهارم عناصر پایة دولت الکترونیک بود و فراوانی آن در میان درگاههای بررسی شده 47درصد بود. این نشاندهندة کاربرد وسیع درگاهها در عرصة آموزشی و انتقال برنامههای آموزش رسمی دولتها به درون درگاههای دولت الکترونیکی بود.
در چکیدة طرحهای انجام شده در حوزة فنآوری اطلاعات و ارتباطات (تکفا) میتوان به اختصاص بخش قابل توجهی از طرحها به تهیة درگاهها برای مقاصد مختلف از جمله تجارت الکترونیک، اطلاعرسانی، دولت الکترونیک و آموزش اشاره کرد. از جملة این طرحها میتوان به طرحهای نرمافزار آموزش فراگیری الکترونیکی، خرید مجلات الکترونیکی، دانشگاه مجازی، ارائة دروس در محیط چندرسانهای در بخش آموزش و فراگیری الکترونیک اشاره کرد. افزون بر آن باید در نظر داشت که یکی از کارگروههای نهگانة شورای عالی فناوری اطلاعات کشور تحت عنوان "فراگیری الکترونیکی " به آموزش الکترونیکی اختصاص یافته است که اعضای این کارگروه مشغول تهیة ضوابط، استانداردها، خطمشیها و طرحهای فراگیری الکترونیکی هستند (جهانگرد و همکاران 1384). همانطورکه فرج پهلو و بصیری (1385) عنوان میکنند با اینکه گرایش به درگاههای دولتی از سال 1381 در ایران معمول شده است و بسیاری از مؤسسات و وزارتخانهها با هدف اطلاعرسانی و ارائة خدمات به ایجاد تارنماهایی مبادرت کردهاند، اما به نظر میرسد آنچه تاکنون صورت گرفته است بیشتر با تکیه بر ارائة اطلاعات بوده است تا ارائة خدمات، که این نکته در مورد درگاههای آموزشی نیز صادق است. سازمانهای دولتی مختلفی نظیر دفتر هیئت دولت، مرکز فناوری اطلاعات ریاست جمهوری، دبیرخانة شورای اطلاعرسانی، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، مطالعات مختلف و اقداماتی در زمینة دولت الکترونیک و درگاهها انجام دادهاند. چندی است شورای عالی اطلاعرسانی به عنوان نهادی سیاستگذار در برخی حوزههای مربوط به "ICT " کشور، با معرفی طرح "تسما " خواستار تمرکز بخشیدن به حرکتهای ناهماهنگ در برخی حوزهها، از جمله آموزش الکترونیکی و در قالب کارگروهی شده است. یکی از راهبردهای کلیدی طرح تسما، توسعة منابع انسانی در بخشها و سطوح گوناگون در میان مخاطبین مختلف اعم از دانشآموزان، دانشجویان، متخصصین فناوری اطلاعات و ارتباطات و نیز شاغلین در سازمانها و نهادهای دولتی است. با این رویکرد در سالهای گذشتة، طی تنظیم موافقتنامههای فناوری اطلاعات در سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، نزدیک به یک چهارم از اعتبارات موجود در تبصرة 13 قانون بودجة کل کشور، به امر تقویت و توسعة مهارتها و سواد رقومی منابع انسانی در وزارتخانههای آموزش و پرورش، علوم، بهداشت، کار و امور اجتماعی و غیره تخصیص یافته است. از جمله وظایف این طرح میتوان به تبیین و تدوین خطمشیهای آموزش الکترونیکی، شناسایی و تعریف برنامههای پژوهشی و طرحهای کاربردی، تعیین استانداردها و شاخصهای آموزش الکترونیکی، شناسایی و معرفی الگوهای آموزشی مهارتی موفق، نظارت فنی بر حسن انجام کار طرحهای "ICT " دستگاههای اجرایی در امر آموزشی کشور و نشر و ترویج نتایج طرحهای موفق در سطح ملی اشاره کرد.
همچنین بررسی میزان استفاده از عبارتهای پرتال و درگاه در تارنماهای ایرانی با پسوند ".ir " نشان داد که جستجوی پرتال یا درگاه (پرتال OR درگاه) در عنوان تارنماهای ایرانی 16900 مورد نتیجه را دربرداشت و این میزان برای ظاهر شدن در تمام بخشهای صفحه (عنوان، "یو آر ال " و متن صفحه) 41500 مورد ، در تارنماهای دانشگاهی ایران با پسوند ".ac.ir " 1280 مورد و در تارنماهای سازمانی ایران با پسوند ".org.ir " 518 مورد بود. حال اگر میزان استفاده از این عبارتها را نشانگر رواج و گسترش این مفاهیم بدانیم میتوان به گسترش تدریجی استفاده از مفهوم درگاه در حوزههای آموزشی و تجاری ایران پی برد.
10. نتیجه گیری
در "روستای قشنگ نو "[59] امروزی که محققی چون ایوان ایلیچ[60] (1972) با طرح فلسفة مدرسهزدایی از جامعه، منکر نیاز فعلی و مبرم انسان قرن بیستم به مدارس موجود است و از دیدگاه وی مدارس رسمی امروزی زائیدة نیازهای انسان و زندگی در دوران صنعتی گذشت است، داشتن حق انتخاب جز جدا ناشدنی نظام سوادآموزی جدید است و اگر به جای احساس اجبار و واکنشهای ریاگونه در پاسخ به آموزشهای اجباری، اختیار در یافتن اطلاعات و احساس نیاز و برآوردن چنین نیازهای دانشی برای گسترش خویش عامل فراگیری فرد قرار گیرد، نه اعمال فشاری نیاز خواهد بود و نه نصیحت و پند و اندرزی. در این پژوهش تلاش شد با چنین چشماندازی از فراگیری، به بیان کاربردهای درگاهها در فرآیند فراگیری اشاره شود. افزون بر آن امروزه داشتن فراگیران برخط (نه در صف کلاس)، هدف متعالی درگاههای فراگیری الکترونیکی میباشد. به نحویکه با فراهم آوردن ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی کارآمد یک فرآیند فراگیری الکترونیکی مطمئن را تضمین میکند.
همانطور که در طول مقاله بیان شد فناوری اطلاعات و ارتباطات به هم وابستهاند: به طوریکه اطلاعات ماشین کار تلقی میشود و ارتباطات محصول آن است و درگاهها به عنوان یکی از فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی مبتنی بر وبجهانگستر، واجد هر دو کارکرد اطلاعاتی و ارتباطی است و آموزش نوین نیز که با شعارهایی چون فراگیری فعال ، مشارکتی و ساختارگرایانه بهوجود آمده است تنها با درگاههایی که با هدف ارائة آموزش الکترونیکی بهوجود آمدهاند محقق خواهند شد. همانطور که مجیدی (1385) هم سو با سایر صاحبنظران غربی معتقد است فناوری اطلاعات و ارتباطات ابزار نیست، روش هم نیست، اما تمامی اینها را به نوعی حمایت میکند. کلیة علوم آرام آرام به محدودة بستر فناوری اطلاعات و ارتباطات وارد میشوند و مسائل خود را در محدودة آن طرح و تبیین میکنند. به همین دلیل است که شاهد واژههایی نظیر "e-Learning "، "e-commerce "، "e-healthing "، "e-government " و نظایر آن هستیم. این واژههای ترکیبی ، گویای این مسأله هستند که نوع جدیدی از آموزش، دولت، بهداشت، تجارت و غیره در حال شکلگیریاند. اینها نه تنها شیوة کاری جدیدی هستند بلکه علوم جدیدی نیز هستند که نظریات و مفاهیم علمی جدیدی در آنها مطرح میشود. تفکیک بین علم آموزش و علم آموزش الکترونیک فقط به دلیل نشان دادن تفاوتهایی است که در علم جدید در حال شکلگیری با علم سابق وجود دارد و به تدریج که دامنة نظریات و کاربردهای علم جدید وسعت یابد بهطور قطع کلیة زمینههای علم آموزش در علم آموزش الکترونیکی پوشش داده خواهد شد و علم آموزش الکترونیکی به علم آموزش تغییر نام خواهد داد. البته این علم آموزش، آن علمی نخواهد بود که در کتابهای آن فصلی برای آموزش الکترونیکی اختصاص داده شود، بلکه آموزش الکترونیکی در تمام گسترة آن علم نفوذ کرده است و حتی به جرأت میتوان گفت که به عنوان مبنای اجرایی، کاربردی و عملیاتی آن علم محسوب میشود. به عبارت دیگر نظریات مطرح در علم جدید به کلیة ابعاد علم اولیه داخل شده و آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. براساس این برداشت می توان "فاوا " را بستری نظری، نظاممند و ابزاری برای درک مفاهیم و بنیانهای نظری، سازماندهی، کنترل و هدایت راهبردهای نظامهای خرد و کلان بهرهمند از بهکارگیری نظامهای رایانهای اطلاعاتی و ارتباطی تعریف کرد (مجیدی 1385).
پی نوشت ها :
[35] . Krishnamurthy and Chan
[36] . Fyer
[37]. Meta Search
[38]. Parallel Search
[39]. Broadcast
[40]. Federated
[41]. DHTML
[42]. Macromedia Flash
[43]. Shokwave
[44]. Liking
[45]. Joy
[46]. Pride
[47]. Empathy
[48]. Adequacy
[49] . Venkatesh
[50]. Discovery
[51]. Exploration
[52]. Cooperative Inquiry
[53]. Druin
[54]. Bonded
[55]. Design for all
[56]. Vertical Spider
[57]. Document Indexer
[58]. SQL Server
[59]. افضل نیا (1384) دنیای امروز را روستای قشنگ نو می نامد که ترکیبی از مفهوم "دهکدة جهانی " مارشال مک لوهان و "دنیای قشنگ نو " آلدوس هاکسلی است.
[60]. Ivan Illich


